تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
آن اختلاف و كشمكش داشتند . ژنرال مك‌لين سركنسول بريتانيا در مشهد به سال 1891 م . مرز بين اين دو كشور را تعيين نمود و به اختلافات ميان آنها پايان داد ، به طرف شرق در طول جادهء هرات دوازده ميل در زمينى هموار پيموديم تا اينكه به رديفى از علائم مرزى برخورديم . اين علامت‌ها را دنبال كرديم تا اينكه به تپهء هشتادادن كه مانند ساير تپه‌هاى اين سرزمين در واقع فقط تل خاكى مملو از پاره‌آجر و تكه‌هاى كوزهء شكسته بود رسيديم . زمين‌هاى اطراف تپه نيز تقريبا همين حالت را داشت . معلوم مىشد شهرى كه در سابق در اين محل قرار داشته از وسعت قابل ملاحظه‌اى برخوردار بوده است . چند بيابان‌نشين بلوچ بهلورى در منطقه پراكنده بودند . در راه به بقاياى متعددى از گوسفندان مرده برخورديم . مىگفتند كه اينان در اثر سرماى طاقت‌فرساى اين ناحيه در زمستان تلف شده‌اند . از گورخرهايى كه تا دو يا سه سال پيش در اين ناحيه به وفور يافت مىشدند ديگر خبرى نبود ، به چوپانى برخورديم كه مىگفت او يك گور را همراه با كره‌اش در پايين تپه ديده است . هزاره‌اىها مصمم شدند كه بروند و آن را به دام اندازند كه البته ديگر نفهميدم كه موفق شدند يا نه . اين گورخرها عموما وحشى هستند و من تاكنون يك مورد را به ياد ندارم كه آنها را اهلى كرده و براى امر بخصوصى به كار گرفته باشند . ظاهرا هشتادان زمانى ناحيه‌اى پرجمعيت بوده است و گفته مىشود كه روزگارى اين سرزمين داراى هشتاد رشته قنات بوده و به همين خاطر نيز بدين نام خوانده شده است . حالا هرچند اين رقم صحيح باشد يا نه ، تمام اين سرزمين را رشته قنات‌هاى باير تشكيل داده كه خاك‌ريز دهانهء چاهها به صفوف طولانى فرسنگها امتداد يافته است . اگر نيرويى باشد و علاقه‌اى مىتوان بار ديگر اين قنات‌ها را بازسازى نمود و اين سرزمين را آباد كرد ، اما در ايران كسى جرأت به كار انداختن پول و سرمايهء خود را در اين راه ندارد . از هشتادان 13 ميل دور شديم . تا به تايباد « 1 » رسيديم . دهكده‌اى كه تقريبا صد خانوار در آن زندگى مىكردند كه نيز سنى بودند . نايب را ملاقات كردم آدم خوب و ساده‌اى بود . داشت خود را آماده مىكرد تا در يكى دو ميلى خارج از دهكده به استقبال ما بيايد كه ما به دهكده رسيديم . شب گذشته ماه رمضان به اتمام رسيده و امروز هم عيد فطر بود و او ساعت‌ها از شب را بيدار مانده بود به عبادت و اداى مراسم دينى پرداخته بود ، احساس كردم كه خيلى زود و بىموقع به ديدار او رفته بودم . كسى كه در ايران زندگى نكرده است نمىتواند بفهمد كه با شروع ماه رمضان چگونه همه‌چيز زير و رو مىشود ، روزها تبديل به شب شده و شبها روز مىشود ، عملا
هامش
( 1 ) - تايباد مركز باخزر يكى از شهرستانهاى استان خراسان است . فرهنگ آباديهاى كشور . جلد 21 . در لغت‌نامهء دهخدا ، تايباد را جزء باخزر دانسته است و علمايى منسوب بدان است .