تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
ما بعد از آنكه وسائل و افراد را عبور داديم هشت ميل ديگر را از ميان درختان گز در زمينى پوشيده از آب پيموديم تا به پلچى رسيديم . از اينكه بعد از يكروز تلاش و زحمت مىتوانستيم كمى استراحت كنيم بسيار خوشحال بوديم . تمام دور و اطراف ما را آب گرفته بود و در اين فكر بوديم كه چگونه از اين محاصره درآئيم . صبح روز بعد چند شتر را گسيل كرديم تا آنچه را از چادرها و لوازم بر جاى مانده بود همراه بياورند . شترها آنقدر خسته و كوفته بودند كه نمىتوانستند خود را بكشند چه رسد به اينكه بارى نيز حمل كنند . با اين حال وقتى غروب رسيد ديگر چيزى را در پشت سر نداشتيم و تمام وسائل همراه ما بود . در همين اثنا كه افراد سرگرم آوردن بقيه وسائل بودند . چهار ميل آنطرف‌تر در جهت جنوب شرق براى ديدن ويرانه‌هاى پلى كه به آن تخته‌پل مىگفتند رفتم . اين پل از دور مانند تپهء كوچكى به نظر مىرسيد و از دو دهانهء قوسىشكل و دو پشتوارهء از خشت پخته در طرفين آن تشكيل مىشد و نزديكترين آبى كه از كنار آن مىگذشت در فاصله‌اى چند در شرق آن قرار داشت . راهنمايان مىگفتند كه اين پل به فرمان شاه گشتاسب 520 قبل از ميلاد در طول جاده‌اى كه دو شهر مهم آن روز يعنى كرگون يا كركوشه و پيشه‌وران در سر راه لاش‌جوين « 1 » ( ناحيه‌اى كه بيلو به شرح آن نيز پرداخته است ) را بهم وصل مىكرده بنا گرديده است . از كنار چند ويرانهء ديگر نيز گذشيم . اينها همگى بر فراز تپه‌هايى تقريبا به يك ارتفاع قرار داشتند . خشت‌هاى به كار رفته در آنها همگى 30 سانتيمتر مربع سطح و 5 / 7 سانتيمتر ضخامت داشتند . از اين نوع خشت‌هاى پخته در بناهاى خيلى قديمى يافت شده است . همچنين از محلى بنام تخت شاه ديدن كردم كه در 7 ميلى شمال شرق قرار داشت . اينجا ظاهرا شمالىترين نقطه از خاك ايران در اين سمت است . در اينجا توانستم بفهمم كه زندگى در نيزار چگونه است و چه ويژگىهايى دارد . بعد از سه ميل به نيزار رسيديم . بعد از آنكه مسافتى را از ميان آن عبور كرديم . به جنگلى از درختان گز كه در زمينى بلندتر از بستر نيزار قرار داشت رسيديم . به راه خود ادامه داديم . از كنار چند ده كوچك ايرانى كه ساكنين آنها مالدار بودند گذشتيم و به زمينى باز و هموار كه خاك آن از جنس رس سخت بود رسيديم ، بطور پراكنده چند تپه خاكى و چند تكه زمين نرم پوشيده از نمك به چشم مىخورد كه مىگفتند بقاياى تخت شاه است . بر روى تمامى اين تپه‌ها تكه‌هايى از خشت پخته كه ظاهرا پهن و بزرگ نيز بوده است به چشم مىخورد . به نظر
هامش
( 1 ) - اين ناحيه امروز در خاك افغانستان است . ص 389 سفرنامهء جنرال سر پرسى سايكس .
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 108 | چارلز ادوارد ييت / مهرداد رهبرى / قدرت الله روشنى ( زعفرانلو )