تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
مىرسيد كه اين ناحيه زمانى جمعيت بسيار و قابل ملاحظه‌اى داشته است . به اين خرابه‌ها چهار شهر مىگفتند . شب را در مجاورت چند كلبهء ساخته‌شده از نى بر كنارهء جنوبى رود كه متعلق به چند صياد بود اردو زديم . در اينجا عرض رود زياد و بستر آن نيز پوشيده از نى بود به نحوى كه جريان آبى به چشم نمىخورد . در آنسوى رود و به طرف شرق كلبه‌هاى مشابه ديگرى قرار داشت كه افغانيان در آن‌ها زندگى مىكردند . به من گفته شد كه دولت افغانستان و دولت ايران از آنان مالياتى دريافت نمىكرد . تعداد اين افراد زياد است و در واقع اعمال هرگونه روشى براى اخذ ماليات از آنان غيرممكن است . ميزان اين ماليات يك قران براى هر گاوميش در سال است . اما به محض سررسيدن مأموران وصول هريك از دو دولت ، اينان دامهاى خود را سريع به محلى ديگر منتقل مىكنند . يك نفر مىگفت كه در ازاى هر 40 رأس دامى كه مأموران موفق به شمارش مىشوند ، همين تعداد نيز در نيزارها پنهان شده‌اند . اين مردم محل ثابتى نداشتند . آنچه آنها را از سرما و گرماى محيط در امان مىداشت همين كلبهء نئى بود . اينان هيچگونه وابستگى و علاقه‌اى نسبت به زمينى كه در آن زندگى مىكردند نداشتند . و طبيعت و رفتارشان نيز بمانند دامهايشان هنوز وحشى و سركش بود . صيادان مىگفتند كه ديگر فصل صيد به اتمام رسيده است و آنها تورهايشان را كه براى صيد مرغان وحشى گسترده بودند جمع كرده‌اند . راست مىگفتند چون من چند اردك سرقرمز در آن ناحيه بيشتر نديدم . از مرغابىها اصلا خبرى نبود . اين طرف و آنطرف نوعى پرنده آب‌زى در دسته‌هاى چندصدتايى پراكنده بودند ، اما مرغان وحشى همه رفته بودند . چند قو ، غاز وحشى ، پليكان را بر فراز سرم مشاهده كردم . شايد اينان آخرين گروه مرغان مهاجر در اين ناحيه بودند . به نظر مىرسيد كه صيد بىرويه به‌طور چشمگير تعداد اين پرندگان را كاهش داده است . به آن تعداد كه مسافرين قبلى گفته بودند ، پرنده در اين ناحيه مشاهده نكردم . علت اين امر يكى صيد وحشيانهء اين مرغان به دست صيادان بود كه حتى در زمستان نيز ادامه مىيافت و ديگرى وفور انواع و اقسام تفنگ در دست مردم كه با آنها به سوى اين پرندگان شليك مىكردند . در سيستان جايى نيست كه هر روز صداى شليك چند گلوله به گوش نرسد . مرغابىها با شنيدن اين صداهاى ناهنجار ترسيده و از محلى به محل ديگر متوارى مىشوند . به همين خاطر نيز آنقدر وحشى و هراسان هستند كه اصلا نمىتوان به آنها نزديك شد . در هر دهكده‌اى تعدادى مرغ دام نيز كه از آنها به عنوان طعمه براى شكار مرغابىهاى وحشى استفاده مىكنند وجود دارد و در فصل مهاجرت مرغابىهاى وحشى صيادان اين مرغ‌ها را در همان نزديكى روى آب رها مىكنند . تا بدين‌وسيله مرغابىهاى وحشى به كمينگاه شكارچيان نزديك شوند . به محض نزديك شدن مرغابىهاى وحشى شكارچى كه