كرديم . تمام درآمدى كه خانجان خان از اين منطقه بدست مىآورد كلا به سه قسمت تقسيم مىشد . يك سهم براى حكومت يعنى حشمت الملك ، يك سهم براى خود خانجان خان و سهم آخر براى زارعان و كشاورزان ، يعنى گروهى كه بيشترين زحمت را در توليد محصول متحمل مىشدند و به همين دليل نيز زمينهاى كشاورزى يكى بعد از ديگرى از طرف زارعان ترك شده و بىحاصل مىافتاد . در اينجا هلمند خشمگين در بستر خود به پيش مىرفت .
سه ميل آنطرفتر ده سيد « 1 » قرار داشت . چند سال پيش ده قديمى بر اثر طغيان آب به كلى ويران شد و در سرتاسر آن درختان گز روئيد . ده جديد كمى آنطرفتر بنا شده است .
در اين منطقه سرعت تبديل زمينهاى معمولى به جنگل بينهايت زياد و تعجبآور است .
شاخهء ديگر رود كه ما بر كنار آن مستقر شديم جريانى قوى داشت ، عرض بستر به 72 متر و عمق آن به يك متر و نيم تا يك متر و 80 سانتيمتر مىرسيد . ساحل آن به حدى پايين قرار گرفته بود كه سطح آب فقط چند اينچ با كف چادرهاى ما اختلاف ارتفاع داشت . شب باران باريد و تعدادى از چادرها را آب گرفت . روز بعد ، بخاطر ترك اين منطقه بسيار شاد و مسرور بوديم ، آب كمكم بالاتر آمد فقط يك توتين داشتيم ، تمام صبح طول كشيد تا اسباب و لوازم را عبور داديم ، اسبها و قاطرها توسط تركمنها به شنا واداشته شدند و به نظر مىرسيد كه خيلى هم از اين كار تفريح كردند مثل بچههاى مدرسه سربهسر هم گذاشته و سعى مىكردند يكديگر را در آب فروكنند .
با پسر خانجان خان و همينطور برادرزادهاش خداحافظى كرديم . در آنطرف رود جان محمد خواهرزادهء دوست محمد خان سرانى در انتظار ما بود و در غياب دائيش كه در بيرجند به سر مىبرد ما را همراهى نمود . اردوگاه را در 6 ميال آنطرفتر در ده دوست محمد « 2 » بر پا كرديم . سه ميل ديگر به طرف بالا و در كنارهء راست رود حركت كردم تا از سد مشهورى كه بر آن بند افغان مىگفتند ديدن كنم . در آنجا تعدادى سيلگير كه به آن بند مىگفتند قرار داشت . نهرى كه هماكنون از آن گذشته بوديم از همين جا مشروب مىشد .
اين بندها از سرازير شدن آب هلمند به داخل اين ناحيه جلوگيرى مىكرد . بستر قديمى اين رود كه به آن سيم « 3 » مىگويند مرز ميان ايران و افغانستان تعيين شده است . در شرقىترين نقطهء بند ، يك ده افغانى كه به آن ده طوس « 4 » مىگفتند قرار داشت .
كنارههاى هلمند در اينجا تقريبا تحليل رفته و غير قابل تشخيص بود به نحوى كه
هامش
( 1 ) - دهى است از بخش ميان كنگى شهرستان زابل . فرهنگ جغرافياى ايران جلد هشتم .
( 2 ) - دهى است از بخش ميان كنگى شهرستان زابل . مأخذ فوق .
( 3 ) -Sim.
( 4 ) - در جلد هشتم فرهنگ جغرافيائى ايران ده طاووس ضبط شده ، جزء بخش ميان كنگى شهرستان زابل -