تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
محلى بنام پلچى « 1 » حركت كنيم ، در زبان بلوچى پلچى به خاك سست و شل گفته مىشود . ساعت 8 صبح به راه افتاديم . باد خنكى از جانب شمال در حال وزيدن بود . سه مايل بعد به ناحيه‌اى بنام كرگون يا كرمك « 2 » رسيديم كه بر فراز تپه‌اى قرار گرفته بود . در اين زمين‌ها زراعتى نمىشد و فقط دوست محمد خان در اين محل سكنى داشت . در اينجا اولين ويرانه‌هاى بناهاى ساخته‌شده از خشت پخته را در سيستان مشاهده كردم . بر فراز تپه يك ستون مربع‌شكل از آجر و با ابعاد بزرگ قرار داشت ، همه آجرها نسبتا سالم بود چنين به نظر ميرسيد كه از آجرهاى اين ستون 8 سال قبل پيش در موقع بناى دهكده به كار برده شده باشد كه تا آن موقع زير خاك بوده است . بر بالاى اين ستون ويرانهء گنبدى از خشت خام سايه افكنده بود كه ظاهرا مدتى بعد از ساختن ستون بنا شده بود . بر روى تپه‌اى ديگر در آن نزديكى تكه‌هايى از خشت پخته را ديدم . شايد بررسى و مطالعهء دقيق آنها مشخص كند كه اين بناها به چه منظورى و براى چه استفاده‌اى ايجاد شده است « 3 » . از بالاى تپه ، دهكدهء جلال‌آباد « 4 » و چند ويرانه متصل به آن به صورت لكه‌هايى در ميان جنگل درختان گز در طول دو تا سه ميل ديده مىشد . بىشك در اين ناحيه زمانى يك شهر نسبتا بزرگ وجود داشته است . بعد از كرگون زمين‌ها تماما در زير آب قرار گرفته بود . كمى آنطرف‌تر به نهرى برخورديم كه آب آن تا گردن مىرسيد . شترها به سختى عبور داده شدند . چند شتر اول براحتى رد شدند اما بعدىها تعادل خود را از دست دادند و بار آنها در آب افتاد . شترها كلا خسته و كوفته شدند و افراد نيز با تلاش بسيار توانستند بارهاى افتاده را از آب برگيرند . مجبور بوديم منتظر بمانيم تا كلك را تعمير كرده و به كمك آن ساير لوازم و حيوانات را به آنسوى نهر برسانيم . شترهايى كه آخرين محموله از چادرها را حمل مىكردند از خستگى متوقف شدند و اين شترها در گل گير كردند و ما مجبور شديم تا آنها را در كرگون بگذاريم . خود
هامش
( 1 ) - پلچى يا پولچى نيز ميگويند . ص 999 ، جلد سوم ، تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس . ( 2 ) -Kirmak( 3 ) - اين ناحيه باحتمال زياد بايد همان كركويه باشد كه جغرافيانويسى همچون ياقوت حموى بدان اشاره كرده و در سيستان بوده و زردشتيان آتشكده‌اى در اين شهر داشته‌اند . اين آتشكده را منسوب به گرشاسب دانسته و در تاريخ سيستان ص 35 ذكر شده است و در جلد اول تاريخ ادبيات ايران تأليف دكتر صفا بدان اشاراتى است و در لغت‌نامه دهخدا ذيل كلمهء كركوى شرح كامل آمده است . ( 4 ) - دهى است كه در مغرب رود هيرمند و جزو سيستان است . جلال‌آباد قديمى يكى از قلاع قديمى بود ، كه امير تيمور آن را خراب كرد بعدها آباد گرديد و مركز بخش و منطقه پشت‌آباد گرديد و چهل و دو قريه وابسته به آن بود و مقبره پيرى در آن بوده است و در لغت‌نامهء دهخدا شرحى ذيل كلمه جلال‌آباد آمده است .
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 107 | چارلز ادوارد ييت / مهرداد رهبرى / قدرت الله روشنى ( زعفرانلو )