تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
صبح زود باد شمال وزيدن گرفت ، توتين‌ها اصلا نتوانستند از جا حركت كنند و افرادى كه براى راندن آنها به كار گرفته بوديم ما را ترك گفته و رفتند تا شايد بتوانند مقدارى از محصولات خود را نجات دهند . بعد از ظهر باد فرونشست . توانستيم چند توتين و افراد نيز براى كار به آنها پيدا كنيم . ابتدا زين قاطرها و سپس خود آنها را از آب عبور داديم . شدت باد هنوز هم قابل ملاحظه بود به نحوى كه براى هر توتين چهار ساعت طول مىكشيد تا به آنسوى رفته و بازگردد . آب تا چند قدمى دهكدهء على اكبر كه در آن مستقر بوديم پيشروى كرده بود . روز بعد موفق شديم دوازده توتين فراهم كنيم . فقط چند رفت و برگشت انجام شد . توتين‌ها نمىتوانستند با ظرفيت كامل خود بخاطر شرايط نامساعد هوا به كار گرفته شوند . روز قبل يكى از اسبها را در پشت توتين به آن يدك كرديم تا از آب عبور داده شود . اما در آنسوى رود اين اسب ديگر زنده نبود و به عللى در بين راه مرده بود . به همين خاطر تصميم گرفتيم كه بقيه اسبها را در آب رانده و عبور دهيم . در اين كار موفق بوديم و تمامى آنها سالم و خوب به طرف ديگر رسيدند . بطور كلى اين قطعه از راه خيلى سخت و طاقت‌فرسا بود . خود من با تعدادى ديگر از افراد به سختى توانستيم از ميان درختان گز كه آب آنها را تا ارتفاع 90 سانتيمتر گرفته بود پاروزنان راهى پيدا كنيم . تا آنكه به محلى در سمت شرق رسيديم كه آب هم گسترده بود و هم 1 متر و 80 سانتيمتر عمق داشت . در همين حال از كنار تعدادى تپه و بقاياى خرابه‌هاى قديمى گذشتيم . تعدادى خرابه نيز در جهت جنوب غربى به چشم مىخورد . بر روى اين تپه‌ها خشت‌هاى پخته و بزرگ مربع‌شكل را مشاهده كردم . فقط در گوشهء شمالى شرقى خاك ايران در منطقهء سيستان بود كه اين نوع خشت را مىديدم . در باقى نواحى بيشتر ويرانه‌هاى بجاى مانده از گل و خشت خام است كه البته از ظاهر آنها نمىتوان به تاريخچهء دقيق آنها پى برد . بايد ديد آيا با حفارى در اين نقاط مىتوان به اطلاعات تازه‌اى دست يافت يا نه . بعد از عبور از آب به ده كوچكى رسيديم كه فقط ده ، دوازده تا كلبهء كوچك در آن به چشم مىخورد و دشت مرگان « 1 » نام داشت . و به سختى مىشد آذوقه و مواد مورد نياز خود را در آنجا فراهم كنيم . با اين حال مقدارى علوفه براى خوراك قاطرها و اسب‌ها پيدا كرديم . در همين اثنا شترها با بقيه چادرها بر پشت آنها از راه رسيدند آب كمى پايين رفت . بجاى آنكه در موقع عبور دادن شترها از آب جهازهاى آنها را از پشتشان برگيرند و با توتين
هامش
( 1 ) -Dasht - i - Margun.