تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
تقريبا غيرممكن است . گلداسميد « 1 » هم در جلد اول كتاب شرق ايران به اين نكته اشاره داشته است كه در اين موقع از سال شاهد تغيير آب و هوا بوده به نحوى كه در دهم فوريه از هواى گرم منطقه احساس نارضايتى مىكند . در دوازدهم فوريه خود من نيز مجبور بودم چنين شرايط نامناسبى را تحمل كنم . يك هفتهء بعد همهء بركه‌هاى آب باران به سرعت خشك گرديد و ما نيز خيلى زود و باعجله به محلى كه قبلا اردو زده بوديم به دشت شيله بازگشتيم . گودالى كه چهار روز پيش در اين محل آب مورد نياز ما را تأمين مىكرد كلا خشك شده بود . روز بعد با پيمودن 18 ميل به محلى بنام كچولى « 2 » رسيديم . مسير قبلى خود را ادامه داديم تا اينكه در محلى بنام گردن ريگ شيله را قطع كرديم . در دو ميلى شرق گنبدها در ناحيه‌اى بنام گنبد سرشيله به چاهى رسيديم كه به آن چاه كچولى مىگفتند . عمق اين چاه به 2 متر و 40 سانتيمتر مىرسيد و مقدار زيادى آب آشاميدنى در آن بود . براى چهار ميل بعد از سفر نيز به اندازهء كافى از اين آب با خود برداشتيم . هشت ميل بعد مجددا به چند بركهء آب باران برخورديم و در نزديكى آنجا اردو زديم . نام كچولى كه به اين منطقه داده شده از واژه‌اى بلوچ كه به كوزه اطلاق مىشود گرفته شده است . در طول راه و بر روى تپه‌ماهورها قطعات كوزهء شكسته به وفور به چشم مىخورد . به طرف شرق تغيير مسير داديم . و بعد از 20 ميل به بورى قلعه « 3 » رسيديم . راه ما در 7 ميل اول از ميان انبوهى از درختان گز مىگذشت و بعد از آن در زمينى ريگزار و هموار مىافتاد . در ده ميلى به يك آبشخور نسبتا بزرگ و كم‌عمقى برخورديم كه راهنما مىگفت نهرى كه از تاراكو مىآمده ، آن را بوجود آورده است . هشت ميل ديگر به چاههاى بورى رسيديم . تعداد آنها به 6 و عمق آنها به 3 متر و شصت سانتيمتر مىرسيد و آب شيرين آشاميدنى فراوانى داشت چوپان رهگذرى به ما گفت كه آب آشاميدنى را مىتوان در نزديكى كلات يا قلعه فراهم نمود . به همين خاطر به راه ادامه داديم . دو ميل ديگر به طرف شمال طى كرديم تا اينكه آبشخور را دوباره قطع كرديم . آنچه قلعه ناميده مىشد در واقع چيزى نبود مگر چهار ديوار ويرانى كه در هر گوشهء آن يك برج قرار گرفته بود . در نزديكى آن اردو زديم . تعدادى بلوچ چادرنشين نيز در نزديكى ما اتراق كرده بودند . آنها نيز زمستان را در اين ناحيه به سر مىبردند و تابستان‌ها به سرحد مىرفتند . مردمى به ظاهر فقير بودند و اگر هم چيزى داشتند مالياتى از بابت آن به كسى نمىپرداختند .
هامش
( 1 ) -Goldsmids - Eastern Persia , vol , I( 2 ) -Kachuli( 3 ) - در فرهنگ جغرافيائى و فرهنگ آباديهاى ايران ضبط نشده است .
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 96 | چارلز ادوارد ييت / مهرداد رهبرى / قدرت الله روشنى ( زعفرانلو )