تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
بعد از آنكه چادرها زده شد و اردوگاه مستقر گرديد ، من و ملابخش براى ديدن قلعهء مشهور و قديمى تاراكو رفتيم . مردم محل مىگويند كه در اين قلعه بوده كه رستم متولد شده است . راه ما به طرف شرق و در مسير آبشخور ادامه مىيافت . به بقاياى دورود برخورديم . به نظر مىرسيد كه ايندورود در گذشته به موازات يكديگر جريان داشته‌اند . در هفده ميلى به قلعه‌اى ويران و قديمى رسيديم كه 4 متر و نيم پهنا و 6 متر و سى سانتيمتر درازا داشت و جنا « 1 » ناميده مىشد . در اينجا آبشخور عريض و پهن مىگشت و مساحت زيادى زمين قابل كشت به چشم مىخورد ليكن متأسفانه آبى براى زراعت نبود . سه ميل بعد به قلعهء تاراكو رسيديم . اين قلعه در وسط آبشخور و بر روى يك تپهء با شيب تند قرار گرفته و طول آن به 180 متر و عرض آن از 54 متر به 108 متر مىرسيد . ديوارهاى شمالى اين قلعه ارتفاعى حدود يك متر و نيم تا يك متر و 80 سانتيمتر داشت و در بخش جنوبى با ارتفاعى دو برابر اين مقدار كشيده شده بود . در سايهء ديوارها نشستيم و صبحانه خورديم . در حال حاضر تمام كانال‌هاى قديمى كه بر روى نقشه ذكر شده و زمانى از هلمند در ناحيهء بندر يا بند كمال خان منشعب مىشوند رو به ويرانى گذاشته‌اند و در نتيجه اين منطقه به ناحيه‌اى بدون آب و غير قابل سكونت و كشاورزى مبدل شده است . راهنما مىگفت حتى بركه‌هاى آب باران هم در جنا و تاراكو مدت زمان زيادى دوام نمىآورد و زود خشك مىشود ، به همين خاطر نيز اين زمين‌ها غير قابل استفاده مانده و حتى چادرنشين‌ها نيز آنها را براى سكونت موقت انتخاب نمىكنند . اينكه آيا مىتوان اين منطقه را به صورتى قابل سكونت و زندگى درآورد يا نه هنوز مورد سؤال است . اما براساس آنچه گفتند مىشود در بهار سال 1885 م . در طول طغيان هلمند آب مجددا مسير اوليهء خود را بازيافته و به سوى آبشخورى كه به شرح آن پرداختم به جريان افتاد . بدين‌ترتيب به نظر مىرسد كه بتوان بار ديگر آب را به اين منطقه بازگردانيد . اما مسئله اينجاست كه كسى بايد پيدا شود و اين كار را بكند . در حال حاضر كسى نيست تا دست به چنين كارى بزند و به نظر مىرسد كه وضع حاضر تا مدتها ادامه خواهد داشت . افغانها ابدا تمايلى به انجام چنين كارى ندارند و ايران نيز در صورتى كه اراده كند قادر به انجام آن نخواهد بود . دولت ايران حتى براى قسمت ايرانى سيستان نيز كارى انجام نمىدهد چه رسد براى اين منطقه . تنها كارى كه بايد كرد اين است كه يك سد خاكى در ناحيهء كوهك بر روى هلمند زده شود تا بتوان سيلاب‌هاى بهارى را مهار نمود . در حال حاضر به نظر نمىرسد كه دولت ايران تمايل
هامش
( 1 ) - در فرهنگ‌هاى در دسترس ديده نشد .