تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
داشته باشد حتى يك قران هم براى اين منظور خرج كند . بيشترين كارى كه دولت انجام دهد اين است كه اين امر را به صلاحديد خود حكام محلى واگذارد تا در صورت نياز و تمايل نسبت به بناى چنين سدى اقدام نمايند . حكام محلى نيز دست به چنين كارى نمىزنند زيرا در صورت برداشتن قدمى در اين راه ، مغرضين دخالت كرده و اين اشخاص را از چشم شاه خواهند انداخت بدين‌ترتيب نه تنها سرمايه‌گذارى اين افراد بلكه موقعيت آنها نيز به خطر خواهد افتاد ، به همين خاطر نيز در ايران تا وقتى كه عدم امنيت و تأمين اجتماعى وجود دارد اصلا نمىتوان كوچكترين قدمى براى بهبود رفاه عمومى برداشت . داخل قلعهء تاراكو همه چيز ويران بود . حجره‌ها و اتاق‌هاى متعددى به چشم مىخورد كه سقف گنبدى تعدادى از آنها فروريخته بود و بعضى نيز سالم مانده بودند . يكى از ديدنىهاى جالب قلعه ، چاه آن بود كه در حدود 30 متر بالاتر از سطح زمين و در نزديكى بلندترين محل تپه قرار داشت . اين چاه مربع‌شكل بود و دور آن را براى جلوگيرى از ريزش آجر كار گذاشته بودند . چاه لايه‌هاى سخت تپه را شكافته و پايين مىرفت . در شرق چاه تونلى حفر شده بود كه سقفى نيمدايره داشت . اين تونل ظاهرا در سطح آب به چاه ختم مىشده است . به نظر مىرسيد كه ساكنين قلعه آن را ترك گفته‌اند اما كسى نتوانست به من بگويد كه به قصد كجا و به چه دليل . در دو ميلى تپه بر روى تلى از خاك تكه‌هايى از پارچه و چند بيرق برافراشته بودند كه به آن زيارتگاه سلطان سخى مىگفتند . در اينجا دو ستونچه به ارتفاع 45 سانتيمتر و يك تكه مرمر سفيد مربع‌شكل كه خيلى خوب تراشيده و صيقل شده بود به چشم مىخورد . اينها تنها آثار سنگى بودند كه در سيستان به آنها برخوردم . كسى نمىتوانست بگويد كه اين سنگها را چه كسى و به چه دليل در اين محل گذاشته است . در موقع بازگشت به قلعهء بورى مقبره‌ها و بناهاى ويرانى را كه در دو سوى آبشخور بطور پراكنده قرار داشتند ، ديدم . در شرق تاراكو يك آرامگاه گنبدىشكل قرار داشت و تعدادى از قبرها نيز در سطحى بالاتر از زمين بنا شده بود . كليه قبرها نيز بدون استثناء در انتها باز بودند . به آرامگاهى كه وارد شدم داراى 6 گور در يك رديف بود . اين قبرها بخاطر محصور بودن خوب باقى مانده و سالم به نظر مىرسيد ، با اين وجود از انتها باز شده و استخوان‌هاى جمجمه و باقى قسمت‌هاى بدن و تكه‌هاى پارچه موجود در داخل آنها نمايان و قابل رويت بود . تكه‌هايى از پارچهء كهنه بر زمين ريخته بود و به نظر مىرسيد كه در گذشته‌اى نه چندان دور اين قبرها مورد دستبرد قرار گرفته است . از ديدن منطقه‌اى كه روزگارى پر از جمعيت بوده و حالا خالى و عارى از سكنه شده بود سخت متعجب شدم . از كناره‌هاى رود هلمند در بندر تا اينجا 24 ميل بيشتر فاصله نبود . با اينحال گفته مىشد كه
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 98 | چارلز ادوارد ييت / مهرداد رهبرى / قدرت الله روشنى ( زعفرانلو )