تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
زمين نرمى كه نمك آن را پوشانده بود پيموديم . سيزده ميل بعد به دشت شيله رسيديم . در اين‌جا فقط گودال كوچكى از آب گل‌آلود وجود داشت و به نظر نمىرسيد كه براى استقرار و برافراشتن اردوگاه جاى مناسبى باشد . راه ما همانند روز گذشته در سرزمين لم يزرع كه آن را تك و توك درختان گز پوشانده بود ادامه يافت . تابش نور آفتاب بر زمين پوشيده از نمك و همچنين قطعات گل رس پخته شده انعكاس جالبى داشت كه چشم را خيره مىكرد . كمى آنطرف‌تر از اردوگاه تپه‌هاى كوچكى پوشيده از گدازه‌هايى به رنگ سياه شبيه به خاكسترهاى آتشفشان ديده مىشد . راهنما مىگفت اينها از كوره‌اى قديمى ، كه براى ذوب فلزات مورد استفاده قرار مىگرفته بجاى مانده است . بر روى زمين تكه‌خورده‌هاى فلزى سبزرنگ پراكنده بود . به نظر مىرسيد كه در تپه‌هاى اطراف اين ناحيه زمانى معدن مس بوده كه مورد بهره‌بردارى قرار مىگرفته است . هفت ميل بعد بستر رود شيله را در محلى بنام گردنه ريگ قطع كرديم و در طول ساحل راست آن به راه خود ادامه داديم . در ساحل چپ روز چندين تپهء شنى به تعاقب يكديگر قرار گرفته بود كه هرچندگاه يك بار توسط جريان اندكى از آب رشتهء آنها از هم گسسته مىشد . روز بعد با پيمودن 15 ميل ديگر به گدارشاه رسيديم . محلى نزديك به نقطه‌اى كه توسط مك گريگور « 1 » خيلى به وضوح در كتاب سفرنامه بلوچستان شرح داده شده است . راه ما در زمينى شنى در ساحل راست شيله ادامه مىيافت . در چهارده مايلى بار ديگر اين رود را قطع كرديم . در اين محل پيشروى آب شور به داخل خشكى ديده مىشد كه در آن تعداد زيادى از پرندگان مختلف زندگى مىكردند . ساحل دو سوى شيله با انبوهى از درختان گز پوشيده شده بود . پهناى بستر آن به 135 متر مىرسيد و ساحل آن در ارتفاع 6 مترى از كف آن قرار داشت ، و تمام آن را شن فرا گرفته بود . در طول پنج سال گذشته آب به اين ساحل رخنه نكرده و آن را نشسته بود . يك ميل ديگر نيز پيموديم و پايين دست اولين گودال بزرگ آب شور كه رسيديم اردو زديم . در اينجا تعدادى چاه كم‌عمق در كنار رودخانه زده شده بود و با تعجب ديدم كه آب قابل آشاميدن در عمق 90 تا 120 سانتيمتر در آنها قرار داشت . راهنما مىگفت كه در گذشته اين زمين‌ها توسط شاخه‌اى از نهر تاراكو آبيارى مىشده كه هنوز هم در طغيان‌هاى شديد رود هلمند مىتوان مسير اصلى اين كانال را باز شناخت . اين خود نمايانگر اين واقعيت است كه از طريق ايران به هيچوجه نمىتوان اين ناحيه را دوباره آباد و مسكون كرد . تنها راه اين است كه از نهرها و رودهايى كه سرچشمهء
هامش
( 1 ) -Macgregor
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 92 | چارلز ادوارد ييت / مهرداد رهبرى / قدرت الله روشنى ( زعفرانلو )