تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
عبور مىكردند . مرز بين ايران و افغانستان در طول مأموريت گلداسميد به سال 1872 م . تعيين شده بود . اين مرز از بند سيستان در ناحيه هلمند شروع مىشد و تا كوه ملك سياه تپه‌اى در غرب گودزره ادامه مىيافت . اين مرز فقط به صورت توافقى بر روى كاغذ آمده و هيچگاه بطور عملى پياده نشده بود . نه ايران و نه افغانستان هيچيك بطور دقيق محل قرار گرفتن اين خط مرزى را نمىدانستند و به نظر نمىرسيد كه داشتن آن نيز براى آنها زياد مهم باشد . حقيقت اين بود كه هيچيك از دو طرف ايران و افغانستان در اين منطقه نفعى نداشتند و سودى عايدشان نمىشد . دولت ايران هيچوقت سلطهء خود را فراتر از آن منطقه از سيستان كه توسط بند سيستان آبيارى مىشود گسترش نداده است و دولت افغانستان نيز در ماوراى درهء هلمند سرزمينى در تصرف ندارد . بدين ترتيب نه تنها بلوچ‌ها بلكه هر كس ديگرى به آسانى مىتواند اين ناحيه را براى زندگى خود اشغال كند . مسير مستقيمى كه به كويته مىرفت در طول ساحل شيله « 1 » تا گودزره كشيده شده بود . لكن از آنجا كه افغانها در ناحيهء چاگى « 2 » در شرق اين مسير مستقر بودند . اين مسير بعد از گودزره بطور مستقيم ادامه نيافته و از راهى ديگر و بيشتر به سمت جنوب پيش مىرفت . در غرب اين مسير افرادى زندگى مىكردند كه اسما تابع دولت ايران بودند و به آنها سرحدى مىگفتند . اينان مردمى بودند تا حدودى دور از تمدن و ميل شديدى به چپاول و غارت داشتند . در شرق اين مسير نيز افغانيان زورگو و باجگير زندگى مىكردند . بدين ترتيب كاروانها در عبور از اين ناحيه با مشكلات متعددى مواجه بودند . معمولا شبها حركت مىكردند و در روز به نحوى كه از چشم اين راهزن‌ها پنهان باشند به استراحت در كوير مىپرداختند . يك بار بعد از عبور از ورمال مجبور شديم تا به راهنمايان بلوچ ، كه از سيستان با ما بودند اعتماد كنيم و خود را به آنها بسپاريم . تنها آنها بودند كه مىدانستند آب در كجا يافت مىشود . آنها به خوبى توانستند از عهدهء اين كار برآيند . فقط يكى از آنها بنام محمد كه يكى شكارچى بلوچ اهل سه كوهه بود با ما خوب تا نكرد و نشان داد كه آدمى بىشخصيت و غير قابل اعتماد است . اولين قطعهء راه ، به طول 15 ميل و به طرف حوض در « 3 » مىرفت . آفتاب سوزان بود . بعد از آن روزهاى سرد به نظر مىرسيد كه تغيير بزرگى در هوا حاصل شده ، اينطور احساس
هامش
( 1 ) -Shela( 2 ) -chagai( 3 ) - در فرهنگ‌هاى در دسترس ديده نشد . در جلد سوم و هفتم تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس و سفرنامهء سايكس ، حوض‌دار ضبط شده است .