تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
ج : مربوط به مادّه استدلال است ، چرا كه يك ضابطه كلّى مبنى بر اينكه مواد استدلالات وضعشان چنين يا چنان است در منطق در دست نيست . * مگر در منطق ، برهان ، خطابه ، جدل ، شعر و مغالطه از مواد قياسات و استدلالات به حساب نمىآيند ؟ ج : چرا و لكن مشخّص نكرده‌اند كه كدام ماده در فلان استدلال برهانى بوده و كدام ماده مغالطه‌اى مىباشد ، بلكه تشخيص آن به دقت خود انسان حواله شده تا درست بينديشد و آن را تشخيص دهد كه اشتباه در اين تشخيص بسيار است . * سرّ اينكه بعضى از دانش‌ها از جمله هندسه و حساب قريب به حسن‌اند ، چيست ؟ ج : اينست كه مسائل و قضاياى هندسه و حساب نوعا از قضاياى برهانى است و قضاياى برهانى بدون واسطه يا با واسطه به بديهيات ششگانه منطقى يعنى اوليات ، مشاهدات ، فطريات ، حدسيات ، متواترات و تجربيات منتهى مىشوند و اين قضايا اگرچه عقلى هستند لكن در بداهت و وضوح مثل امور حسّيه مىباشند . * چرا در علوم و قضاياى برهانى اشتباه راه ندارد ؟ ج : زيرا اشتباه در اين‌گونه براهين يا بايد از لحاظ صورت قياس باشد يا از لحاظ مادّه قياس و خطا و اشتباه در هيچ‌يك از اين دو مورد راه ندارد . زيرا اگر مستدل شكل و صورت قضيه را از نظر حد وسط در صغرى و كبرى و رموز اشكال چهارگانه رعايت كند به اشتباه نمىرسد . و از نظر ماده قياس چون اين‌گونه مواد قريب به حس‌اند و مورد مشاهده ، اشتباه معنا ندارد بنابراين در مسائل اصلى و اساسى هندسه و حساب اختلاف نظر وجود ندارد .