اگر در غير ضروريات دين به استدلالات عقلى اعتماد كرديم و در خلاف واقع افتاديم در قيامت معذور نخواهيم بود و لذا تنها راه نجات در اين امور تمسك به معصومين و شنيدن از آنان است .
* دليل استرآبادى بر مدّعاى فوق چيست ؟
ج : براى اثبات مدّعاى خود دلايل متعدّد آورده از جمله براى دليل فهم خود مقدمهاى دقيقه آورده است كه اين مقدمه را به شرح ذيل تبيين مىكنيم .
مىگويد كه دانشها بر دو قسماند :
1 - دانشهاى ضرورى و بديهى مثل تجربيات ، مشاهدات ، متواترات و غيره . . . .
2 - دانشهاى نظرى يا استدلالى كه در نوع خود بر سه قسم است
الف : دانشهايى كه مواد و مباديشان از محسوسات است مثل علم جغرافيا كه بررسى وضعيت آب و هوايى و خصوصيت اقليمى . . . را به عهده دارد يا علم فيزيك كه پيرامون وزن مخصوص و خواص فيزيكى اجسام بحث مىكند .
ب : دانشهايى كه موادّ و مبادى ( يا صغريات و كبريات ) آنها قريب به حس است به عبارت ديگر مواد آنها از محسوسات نيست ، لكن از عقليّات واضحه و روشن هستند به نحوى كه گويا از امور حسيهاند . مثل علم حساب كه پيرامون عدد بحث مىكند و علم هندسه كه دربارهء كمّ متّصل صحبت مىنمايد .
ج : دانشهايى كه موادّ آنها ، يعنى صغريات و كبرياتشان نه حسّى است نه قريب به حس ، بلكه از امور عقليّه نظريّه و استدلاليّه هستند مثل :
1 - علم حكمت الهى كه موضوعش وجود و حقايق وجوديه مىباشد .
2 - علم حكمت طبيعى كه پيرامون جسم طبيعى و عوارض آن بحث و فحص مىكند .
3 - علم كلام كه از مبدأ و معاد سخن مىگويد .
4 - اصول فقه كه پيرامون مسئله حجيّت و عوارض آن و . . .
5 - علم فقه كه اكثريت مطلق مسائلش نظرى و نيازمند به استدلال است .
* مراد آقاى استرآبادى از ذكر دانشها و عناوين مذكور چيست ؟
ج : مقصودش اينست كه :
در اينگونه دانشها اختلاف نظر و وقوع اشتباهات در ميان دانشمندان بسيار است و ضابطهاى هم براى رفع اين اشتباهات وجود ندارد و لذا نمىتوان به اينگونه از علوم اعتماد نمود .
* خطا و اشتباه مورد نظر ، مربوط به صورت استدلالات است يا به موادّ آنها ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٩٦