تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
جهت صورت از علما سرنمىزند ، زيرا شناخت و آگاهى به صورت از امور روشن نزد ذهن‌هاى صاف و مستقيم است و خطا از جهت مادّه در اين قبيل علوم به دليل نزديكى موادّشان به ذهن تصوّر نمىشود . 2 - و قسمى به مادّه‌اى بعيد از حس منتهى شده است كه از اين قسم است حكمت الهى و طبيعى و علم كلام و اصول فقه و مسائل نظرى فقهى و برخى از قواعد مذكور در كتاب‌هاى منطق و از اين جهت ميان فلاسفه در حكمت الهى و طبيعى و ميان علماى اسلام در اصول فقه و مسائل فقهى و علم كلام مشاجرات و اختلافات رخ داده است . و علّت ( اين اختلافات ) آن است كه قواعد منطقى صرفا مانع خطا و اشتباه از جهت صورى بوده نه از جهت مادى ، زيرا نهايت استفاده‌اى كه از علم منطق در باب مواد قياسات مىشود تقسيم مواد قياسات است به‌طور كلى و لكن در منطق قاعده‌اى كه به‌وسيله آن دانسته شود كدام مادّه در كدام‌يك از اقسام داخل است وجود ندارد ، و بديهى است كه نمىتوان براى اين امر قاعده و ضابطه‌اى جعل و وضع نمود . تشريح المسائل * علم هندسه چگونه علمى است ؟ ج : علمى است كه در آن از تعيين مساحات اشكال و مقادير اجسام و احوال آنها صحبت مىشود . * چرا هندسه و حساب از جمله فنونى هستند كه مادهء مسائل آنها قريب به حسّ مىباشد ؟ ج : زيراكه موضوع علم هندسه ، ( كم متّصل قار الذات ) يعنى جسم تعليمى و خط و سطح است ، و موضوع علم حساب ، ( كم منفصل ) يعنى عدد مىباشد و لذا چون مسائل اين دو علم منتهى به امرى مىشود كه به حس نزديك‌تر است در استدلالات واقع در اين دو فن خطا و اشتباه وجود ندارد و يا در حد اقل است . * مراد از اصطلاح صورت در عبارت ( اما من جهة الصورة . . . ) چيست ؟ ج : همان ساختار منطقى و يا هيئتى است كه براى صغرى و كبرى از ناحيه نسبت حد وسط به اصغر و اكبر حاصل مىشود . * مراد از اصطلاح ( مادّه ) در متن چيست ؟ ج : چيزى است كه جوهر به‌واسطهء آن در مرحلهء قوه مىباشد . * مدّعى محدّث استرآبادى در مقالهء مذكور چيست ؟ ج : ايشان ادعا نموده است كه :