تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
تشريح المسائل * مراد از عبارت ( اما المخالفة الغير العملية فالظاهر جوازها فى الشبهة الموضوعيّة و الحكمية ) چيست ؟ ج : اشاره است به مهم نبودن مخالفت و موافقت التزاميّه تنها زيرا آنچه در احكام شرعيهء فرعيّهء عمليّه مهم است ، عمل است ؛ و گرنه التزام فاقد استقلال ، و مقدّمهء عمل است . و لذا فرقى نمىكند كه اين التزام : نسبت به شبههء موضوعيه باشد مثل : مثال زن مشتبهه و يا حكميه باشد مثل : دفن كافر ، و نيز فرقى نمىكند كه هر دو حكم مشتبه ، به يك موضوع تعلّق داشته باشند مثل دو مثال فوق و يا به دو موضوع تعلّق داشته باشند مثل : شخصى كه به طهارت بدن و حدث نفس يقين دارد و سپس با مايعى كه مردّد است ميان بول و آب ، وضو بسازد كه در اين صورت دو احتمال مىدهد : 1 - شايد اين مايع آب باشد و در نتيجه ، هم بدن پاك مىشود هم حدث باطنى رفع مىگردد . 2 - و شايد اين مايع بول باشد كه در نتيجه ، نه تنها حدث زايل نشود بلكه بدن هم نجس مىگردد . پس علم اجمالى دارد كه : يا طهارت بدن از بين رفته و خبث آمده و يا حدث باطنى مرتفع گشته و طهارت آمده . خلاصه اينكه : يكى از طهارت و حدث قطعا مرتفع شده است لكن كدام‌يك نمىداند . * در مثال فوق طهارت مربوط به بدن است و حدث حكم نفس در نتيجه دو حكم داريم و دو موضوع در اينجا چه بايد كرد ؟ ج : در اينجا بقاء طهارت بدن و بقاء حدث نفس را استصحاب مىكنيم و ملتزم مىشويم به اينكه الآن محدث هستيم ، حال ظاهر اين استصحاب مىشود مخالفت التزاميه با علم اجمالى درحالىكه مخالفت عمليه پيش نمىآيد زيرا ما كارى انجام داده‌ايم و بايد دوباره وضو ساخته نماز بخوانيم پس : مخالفت التزاميه در تمام اين موارد جايز است . * آيا پس از استصحاب بقاء طهارت ، حدث هم از بين مىرود ؟ ج : خير ، بدن پاك است و لكن حدث نفس باقى است . زيرا استصحاب بقاء طهارت از خبث است نسبت به بدن و بقاء حدث به اعتبار نفس است .