زيرا اگر انجام دهم شايد جانب وجوب توصّلى بوده و انجام شده است پس مخالفت قطعيه لازم نمىآيد .
و اگر آن را ترك كنم شايد جانب ترك توصّلى بود پس مخالفت قطعيّه لازم نمىآيد .
پس :
بايد صورتى را فرض و لحاظ كنيم كه تنها التزاما مخالفت شود و نه عملا و آن مورد ، دوران بين المحذورين در توصليّات است .
* مراد از عبارت ( يعلم بوجوب احدهما ) چيست ؟
ج : اينست كه : فى المثل : مكلّف احتمال مىدهد كه يا وطى و آميزش با همسرش حرام بوده است و يا هبه به زيد حرام بوده است و هر دو فعل را ترك نمايد .
* مراد از عبارت ( و ارتكاب فعلين يعلم بحرمه احدهما . . . ) چيست ؟
ج : اينست كه : مكلف احتمال مىدهد كه : احسان به زيد و يا تماس با همسرش حرام باشد و لكن هر دو را مرتكب شود .
* مخالفت قطعيّهء عمليّه در چه موردى تنها صورت مىپذيرد ؟
ج : آنجا كه من حكم واقعى معلوم بالاجمال را قبول دارم و ملتزم به آن هستم ، لكن در مقام عمل مخالفت مىكنم .
فى المثل : علم اجمالى دارم كه يكى از دو مايع حرام است و پايبند به حرمت هم مىباشم معذلك مخالفت كرده و هر دو مايع را سر مىكشم .
در چنين موردى مخالفت قطعيهء عمليهء تنها ، واقع شده است .
* در چه مواردى مخالفت التزاميّه و عمليه با هم صورت مىپذيرد ؟
ج : آنجايى كه ، هم در مقام التزام و هم در مقام عمل با حكم واقعى معلوم بالعلم الاجمالى مخالفت قطعيه كنيم .
فى المثل :
علم اجمالى داريم كه يا ظهر واجب است يا جمعه
در اينجا بگوييم كه : الاصل عدم وجوب الظهر و الجمعة و در نتيجه به اباحه ملتزم شويم ، آنگاه در مقام عمل نه ظهر را انجام دهيم و نه جمعه را .
و هكذا در جانب علم اجمالى به حرمت احد الامرين . . .
* فعلا بحث ما در كدام قسم از مخالفتهاى قطعيه است ؟
ج : در قسم اول و سوم ، يعنى : مخالفت قطعيه التزاميه و مخالفت قطعيهء التزاميه و عمليه با هم .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 209
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٠٩