تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
فاقد ارزش است . بنابراين : آن توجيه قبلى را نمىپذيرد ، لكن درعين‌حال به ظاهر اين روايت نمىتوان تمسّك نمود . يعنى ؛ اگر اين حديث به ظاهر اطلاقيش باقى بماند ، معنايش اين است كه ، حكم العقل فاقد ارزش است ، هرچند حكم قطعى عقل باشد و يا حكم عقل بديهى باشد و يا حكم العقل بلامعارض باشد و يا اينكه حكم عقل فطرى سالم باشد ، و حال آنكه آقايان استرآبادى و جزايرى بر حجّيت حكم عقل در بديهيات تصريح داشتند . و آقايان جزايرى و بحرانى بر حجّيت حكم العقل بدون معارض تصريح داشتند . حاصل مطلب : اينكه نه ما و نه اخباريها نمىتوانيم قبول كنيم كه اين روايت به ظاهرش باقى مانده است . * حال كه نمىتوانيد روايت را به اطلاقه بپذيريد چه بايد كرد ؟ ج : بايد آن را به نحوى توجيه نموده و بر خلاف ظاهر حمل كنيم . * نظر شيخ در مقام توجيه اين روايت چيست ؟ ج : اين است كه اين حديث ربطى به حجّيت عقل قطعى ندارد و در مقام بيان اين مطالب است كه ، شرط قبولى اعمال و رسيدن به ثواب ، عبارتست از انجام عمل همراه با اعتقاد قلبى به ولايت ائمه عليهم السّلام . * آيا در اين شرط قبولى اعمال ، تفاوتى ميان حكم امام و حكم عقل مىباشد ؟ ج : خير ، اگر مكلف اعمالش را با اعتقاد به ولايت انجام دهد اعمالش داراى ثواب است ، خواه امام فرموده باشد و ما عمل كنيم و يا عقل حكم نموده و حكم عقل هم مطابق واقع باشد . * جناب شيخ در توجيه روايت فوق و مدّعى خود چه فرموده است ؟ ج : سه وجه ذكر نموده است كه هر سه وجه به توجيه ياد شده مىپردازد . * اوّلين توجيه شيخ از روايت مزبور چيست ؟ اگرچه در شرح اصطلاح مربوط گفته شد ؟ ج : اين است كه مراد از تصدّق ، تصدق‌هاى غير مقبول باشد مثل تصدق سنىمذهبها به فقراء سنى كه در اين صورت چنين تصدق‌هايى مورد قبول نمىباشد . زيرا همراه با ولايت ائمه نيست . * دومين توجيه شيخ از اين روايت كدام است ؟ ج : اينست كه : مراد و مقصود روايت اين باشد كه ، عمل بدون معرفت ولىالله داراى ثواب است ولى اين ثواب به عامل عمل داده نمىشود چرا كه حبط مىگردد . * سومين توجيه شيخ از روايت مذكور چيست ؟ ج : اينست كه : بگوييم : مراد اين است كه ، تصدّق بدون معرفت و اعتقاد به حجّت خدا ثواب دارد و ثواب به صاحب العمل مىرسد ، لكن نه ثوابى كه مكلّف را به بهشت ببرد بلكه سبب
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 125 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى