انشاء آن نيز دخيل نيست . چرا ؟
زيرا حجّت ( ع ) حاكى و مبيّن حكم است و لذا محكى عنه بايد قبل از حكايت موجود باشد .
* مراد شيخ از عبارت ( كيف و العقل بعد ما عرف . . . . ) در متن چيست ؟
ج : اينست كه : از اخبار مذكور ، چنين استفاده مىشود كه غرض از وساطت حجّت رساندن حكم به مكلّفين است ، لذا وقتى واقع به دليل عقلى براى مكلّف روشن شد و دانست كه آن واقع مطلوب مولى است و حضرت حق راضى به ترك آن نمىباشد و از طرفى عقلا براى او محرز گرديد كه اطاعت مولى هم واجب است ، ديگر نيازى به دخالت و وساطت حجّت در لزوم و وجوب اطاعت نمىباشد . به عبارت ديگر :
وقتى غرض از تبليغ ، رسيدن به حكم واقعى است و كار حجج رساندن احكام واقعى است ، اگر مكلّف بدون وساطت حجّت به حكم واقعى دست پيدا كرد و اطاعت از مولى را نيز عقلا واجب دانست بر او لازم است به حكم واقعى عمل نمايد و لو از هر طريقى كه واقع را حاصل كرده باشد .
* براى تبين مطلب فوق مثال بزنيد ؟
ج : فى المثل :
اگر دشمن مولى براى غارت اموال وى حركت كند ، از طرفى هم عبد اين مولى از عزم دشمن مطلع شود ، علاوه بر اينكه قدرت دفع دشمن را دارد و لكن به عذر اينكه مولى وى را امر به ردع و دفع ننموده ، دفاع از حريم مولى را ترك كند و دشمن هم تصميم خود را عملى نمايد ، تمام عقلاء اين عبد را مذمّت و مستحقّ مؤاخذه مىدانند .
حال اين حكم از اين جهت است كه ، عبد پس از احراز رضايت و مطلوبيّت امرى بر مولى ، در ترك مطلوب و خواستهء او ، معذور و مجاز نمىباشد . هرچند آن را صريحا از خود مولى نشنيده باشد و بدان امر نشده باشد .
* حكم عقل بر چند قسم است ؟
ج : بر دو قسم است :
1 - حكم عقل قطعى
2 - حكم عقل ظنى ( مثل قياس و استحسان )
* به نظر شيخ روايات مذكور ( اوّل و سوّم ) در رد كداميك از احكام فوق وارد شده است ؟
ج : در مقام رد و كوبيدن حكم عقل ظنّى
* در توجيه پاسخ مذكور چه دليلى داريد ؟
ج :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 122
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٢٢