تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
انشاء آن نيز دخيل نيست . چرا ؟ زيرا حجّت ( ع ) حاكى و مبيّن حكم است و لذا محكى عنه بايد قبل از حكايت موجود باشد . * مراد شيخ از عبارت ( كيف و العقل بعد ما عرف . . . . ) در متن چيست ؟ ج : اينست كه : از اخبار مذكور ، چنين استفاده مىشود كه غرض از وساطت حجّت رساندن حكم به مكلّفين است ، لذا وقتى واقع به دليل عقلى براى مكلّف روشن شد و دانست كه آن واقع مطلوب مولى است و حضرت حق راضى به ترك آن نمىباشد و از طرفى عقلا براى او محرز گرديد كه اطاعت مولى هم واجب است ، ديگر نيازى به دخالت و وساطت حجّت در لزوم و وجوب اطاعت نمىباشد . به عبارت ديگر : وقتى غرض از تبليغ ، رسيدن به حكم واقعى است و كار حجج رساندن احكام واقعى است ، اگر مكلّف بدون وساطت حجّت به حكم واقعى دست پيدا كرد و اطاعت از مولى را نيز عقلا واجب دانست بر او لازم است به حكم واقعى عمل نمايد و لو از هر طريقى كه واقع را حاصل كرده باشد . * براى تبين مطلب فوق مثال بزنيد ؟ ج : فى المثل : اگر دشمن مولى براى غارت اموال وى حركت كند ، از طرفى هم عبد اين مولى از عزم دشمن مطلع شود ، علاوه بر اينكه قدرت دفع دشمن را دارد و لكن به عذر اينكه مولى وى را امر به ردع و دفع ننموده ، دفاع از حريم مولى را ترك كند و دشمن هم تصميم خود را عملى نمايد ، تمام عقلاء اين عبد را مذمّت و مستحقّ مؤاخذه مىدانند . حال اين حكم از اين جهت است كه ، عبد پس از احراز رضايت و مطلوبيّت امرى بر مولى ، در ترك مطلوب و خواستهء او ، معذور و مجاز نمىباشد . هرچند آن را صريحا از خود مولى نشنيده باشد و بدان امر نشده باشد . * حكم عقل بر چند قسم است ؟ ج : بر دو قسم است : 1 - حكم عقل قطعى 2 - حكم عقل ظنى ( مثل قياس و استحسان ) * به نظر شيخ روايات مذكور ( اوّل و سوّم ) در رد كدام‌يك از احكام فوق وارد شده است ؟ ج : در مقام رد و كوبيدن حكم عقل ظنّى * در توجيه پاسخ مذكور چه دليلى داريد ؟ ج :