نتيجه اينكه : بايد از ظاهر اين اخبار رفع يد كرده و به همان معنايى كه شيخ گفت حمل نمود .
* مراد شيخ از عبارت ( مثل التصدّق على المخالفين . . . ) چيست ؟
ج : اشاره به اين مطلب است كه : توجيه قبلى نسبت به روايت دوّم معقول نمىباشد ، و آنچه را كه اخباريها در اين روايت بدان استشهاد نمودهاند بدين گونه دفع مىكند كه تصدّق در اين روايات بر تصدّقات غير مقبول حمل مىشود . مثل تصدّق اهل سنت بر هممذهبانشان ، چرا ؟
زيرا تصدّق آنها بر همكيشانشان به اين جهت است كه سنى بوده و نسبت به امير مؤمنان و ائمه بغض دارند ، همانطور كه صدقات ما به فقراء شيعه به خاطر محبتشان به امير مؤمنان و اهل بيت است .
حال : بلاشك ، عقل نسبت به چنين تصدّقاتى كه از اهل خلاف صادر مىشود حكم به حسن نمىنمايد ، بلكه آن را تقبيح مىكند .
* آيا گواهى بر مطلب مذكور داريد ؟
ج : بله ، اعاده زكاتى است كه اهل خلاف پس از شيعه شدن بايد انجام دهند به عبارت ديگر : فتواى اخيار علماء اين است كه اگر مخالف بصيرت يافته به شيعه گراييد ، ايمان حاصله در وى جبران اعمال او را نموده ، لازم نيست طاعات و عبادات را قضا نمايد مگر خصوص زكاتى كه به اهل مذهبش داده است .
* علت اين اعاده چيست ؟
ج : اين است كه زكات را در محلى غير از محل خودش قرار داده است . و تالى فاسد دارد .
* اگر اهل خلاف به شيعه تصدق كند و بعد شيعه شود آيا اعاده لازم دارد ؟
ج : خير ، اگر مخالف به فقراء شيعه تصدق كند ، انگيزه اين تصدق هم نياز و احتياج افراد شيعه باشد نه تنها اعاده لازم ندارد ، بلكه اجر و ثواب هم برآن مترتّب است همانطورىكه ما در تصدّق اهل كتاب اعمّ از يهود و نصارى به خاطر فقر و نيازشان مأجور و مثاب هستيم .
* مراد شيخ از عبارت ( او على انّ المراد حبط ثواب . . . . ) چيست ؟
ج : مراد ، حبط و هدر رفتن اعمال قبلى است بهواسطهء معصيت متأخّره . همانطور كه تكفير ، محو شدن گناهان قبلى است بهواسطه طاعت متأخره .
* آيا نمىتوان گفت كه روايت دوم ( لو ان رجلا قام ليله . . . . ) در مقام ردّ حكم عقل ظنى است ؟
ج : خير ، زيراكه احسان و تصدّق ، امرى مطابق با واقع و مورد رضايت شارع و مطلوب عقلا مىباشد ، معذلك ظاهر روايت مىگويد : اين حكم قطعى عقلى اگر بدون دلالت معصوم باشد
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 124
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٢٤