تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
چون سخن گويم همهء وجودم براى تو زبان مىشود و چون گوش فرا دهم همهء وجودم براى تو گوش مىشود

( 53 )

[ شرط معرفت آن است كه همه چيز ] شرط معرفت آن است كه همه چيز از تو محو شود همچون مريد كه بنگرد و در نگريستن بر هيچ چيز آگاه نگردد

( 54 )

[ او مرا برگزيد ، حقير كرد و شرافتم داد ] او مرا برگزيد ، حقير كرد و شرافتم داد همه چيز را از من پيمان گرفت و مرا به آن شناساند در قلب و دلم ذره‌اى باقى نماند مگر اينكه او را شناختم به آن ذره و او مرا شناساند

( 55 )

[ نديم من ( شريك من در نوشيدن ) به ] نديم من ( شريك من در نوشيدن ) به چيزى از ستم منسوب نيست مرا نوشاند آن‌گونه كه خود مىنوشد بسان ميزبان با ميهمان وقتى كه جام ( شراب ) گشت تيغ و زيرانداز چرمى آوردند
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 421 | حسين بن منصور الحلاج / قاسم مير آخورى