تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤

( 60 )

[ منم كسى كه مشوق مرگ خود در خفت و خوارى بود ] منم كسى كه مشوق مرگ خود در خفت و خوارى بود و شيفته [ به آن ] منم كسى كه در آرزوهايش فرو رفته است از وحشت فرياد مىزند درحالىكه غرق گشته است من اندوهگينى آزرده و پريشان خاطرم روحم از اسارت عشقش گريخت بقايم چگونه است درحالىكه ميان دلم را با تيرهاى نگاه باريك و تندش هدف گرفته است پس اگر تيرها قطع شوند ، دلم به من حمله مىكند با گرماى آرزوها ذوب مىكند و مىسوزاند آنچه در دلم مخفى كرده بودم اشكهاى اندوه ، آشكار كرد و رازش را برملا نمود

( 61 )

[ پيوند دادن حقيقت با خدا ، حق است ] پيوند دادن حقيقت با خدا ، حق است ( سوار شدن حقيقت بر حق ، حق است ) و فهم معنى اين عبارت ، ظريف و باريك است هستى را با سرچشمه پيوند دادم ( وجود را در بىوجودى سوار كردم ) و ديگر قلبم سنگدل و بىرحم نيست ( و قلبم بر مجاهده نفس محكم و سخت است و سستى نمىكند )

( 62 )

[ اينك مرا با توحيد راستين يگانه كرد ] اينك مرا با توحيد راستين يگانه كرد
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 424 | حسين بن منصور الحلاج / قاسم مير آخورى