تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
بنده به سوى او بازمىگردد زيرا كه خلق در خدمت آرزوهاست و ذات حق در تقديس ، پاك است

( 43 )

[ ناسپاسىام براى تو تقديس است ] ناسپاسىام براى تو تقديس است و انديشه كردنم دربارهء تو عين سبكسرى است محبوب و ابرو كمانى مرا به حيرت افكنده است و چشم به آن مايل گشت راهنماى عشق ، راهنمايىام كرد كه « قرب » موجب پرده‌پوشى است آدمى غير از تو نيست پس ابليس در اين ميانه كيست ؟

( 44 )

[ اى قدس من ، همه وجودم را ، با همه وجودت جمع كردم ] اى قدس من ، همه وجودم را ، با همه وجودت جمع كردم ( اى قدس من ، تمام عشقت را در وجودم جمع كردم ) آن‌چنان بر من نمايان شده‌اى ؛ گويى در درونم هستى قلبم را در هرچه غير توست بگردانيدم اما جز وحشتم از آن چيزى نديدم درحالىكه تو به واسطهء همان ، مايهء آرامش من هستى اينك من در زندان زندگى كه از هر مؤنسى محروم گشته‌ام ، محبوسم پس مرا از زندان نجات ده

( 45 )

[ به خدا سوگند ، خورشيد طلوع و غروب نكرد ] به خدا سوگند ، خورشيد طلوع و غروب نكرد