تو زندگانى منى و راز قلب منى
پس چگونه باشم ، وقتى تو باشى
به همه چيز آگه شدم
پس همه چيز را تو مىبينم
پروردگارا بخشش و عفو كن
به جز تو به ديگرى اميدى ندارم
( 15 )
[ اى اصحاب ثقه مرا بكشيد ]
اى اصحاب ثقه مرا بكشيد
كه در كشتنم زندگى دائمى است
و مرگم در زندگانيم
و زندگانيم در مرگم
نزد من محو شدن در ذات حق
بالاترين كرامتهاست
و بقايم در صفاتم
از زشتترين گناهان است
در دل ويرانههاتان
جانم از زندگى ملول گشت
پس مرا بكشيد و
استخوانهاى فانىام را بسوزانيد
در غروب اين قبرها
بر استخوانهاى پوسيدهام قدم نهيد
در ضمير روح باقى
راز محبوبم را مىيابيد
همانا من شيخ بزرگى
در بالاترين مرتبه هستم