تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
و براى قلب ، قلب هستى حتى از دوست داشتنى ( عشقى ) كه من به واسطه آن تو را دوست دارم دوست‌داشتنىترى

( 9 )

[ تسبيح خداى را كه ناسوتش را ] تسبيح خداى را كه ناسوتش را با راز نور لاهوت فروزانش آشكار ساخت سپس خود را به خلقش بىپرده جلوه‌گر كرد به هيئت كسى كه مىخورد و مىنوشد تا آنجا كه مخلوق او توانست او را روياروى ببيند بمانند گوشهء چشم ، از ابرويى به ابرويى مىرود

( 10 )

[ نوشتم ، ولى براى تو ننوشتم ] نوشتم ، ولى براى تو ننوشتم براى روحم - بىنوشته - نوشتم بين روح و دوستدارانش فرقى نيست تا من جداگانه با آنها سخن گويم و هر نوشته‌اى كه از تو تراوش كند بدون آنكه به پاسخ نيازى باشد به تو باز مىگردد

( 11 )

[ دانش اهلى دارد و ايمان مراتبى ] دانش اهلى دارد و ايمان مراتبى و براى دانشها و اهلش آزمودنى است و علم يا فروهشتى است يا فراگرفتنى و دريا يا آرام است يا طوفانى و دهر دو روز است ، يا ناپسند يا پسنديده
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 396 | حسين بن منصور الحلاج / قاسم مير آخورى