تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
با او مناجات مىكنند درحالىكه پروردگار در ميانشان است او در همه اوقات حالاتشان را دگرگون مىكند اگر بدانند كه از او لحظه‌اى دور نيستند و او هم هيچ‌گاه از آنها دور نيست

( 17 )

[ معشوقى دارم كه در تنهايى او را زيارت مىكنم ] معشوقى دارم كه در تنهايى او را زيارت مىكنم حاضرى كه از نظرها غايب است هرگز مرا نبيند مگر با شنيدن اگر به كلمات گوش دهى كلماتى است بىشكل و بيان و نه همچون نغمهء اصوات گويى كه من خود ، مخاطب خويش بودم به گمانم ذات با ذات روبه‌روى بود حاضرى است غايب ، نزديكى است دور و صفت خود نمىشود ، صفات او از ( به ) دل تا به پندار نزديكتر است و نامرئىتر از درخشش نگاه‌هاست .

( 18 )

[ به خدا قسم اگر عشاق بر مرگ من يا از شدت عشق ] به خدا قسم اگر عشاق بر مرگ من يا از شدت عشق بر قتل من پيمان ببندند . هرگز گناهى نكرده‌اند گروهى كه دور مانده بودند بعد از آنكه رسيدند ، مردند ، و اگر بعد از وصال بازگردند ، برانگيخته شوند
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 402 | حسين بن منصور الحلاج / قاسم مير آخورى