تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسائل المختارة — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
ونيز دانسته بودم كه نفس شريف ايشان قدسي وعلم ايشان لدني است . بحدّى كه در وقتي كه ايشان بمشيمه رحم مادر خود فاطمة بنت أسد بودند ، چون حضرت سيد البشر فاطمه را مىديدند ، فاطمه بىاختيار از جاى خود برمىخاست ، وچون از حقيقت حال أو استفسار مىنمودند ، مىفرمود غريب حالتي مشاهده مىكنم ، كه هر گاه حضرت سيد البشر را مىبينم ، جنين در رحم من به حركت مىآيد مىيابم كه جنين در مشيمه قيام نموده ، لهذا هنگام ديدن آن حضرت بىاختيار بر مىخيزم ، وچون رسول الله صلى الله عليه وآله وسلّم در پيش من از طرفي بطرف ديگر مىرود ، في الفور جنين در مشيمه رحم من بحركت مىآيد ، چنانچه مىيابم كه رو بطرفى كه حضرت توجه فرموده جنين نيز روى بآن طرف دارد ، بنا بر اين مرا ناچار روى بدان طرف بايد كرد كه توجه بآن حضرتست . أكثر علماى أهل سنّت وجه آنكه ايشان را كرّم الله وجهه مىخوانند همين معنى نوشته‌اند ، پس دانستم كه بر آن حضرت حالت ومرتبت جناب نبوي منكشف بوده ، در هنگامى كه هنوز تولد نيافته بودند ، واين نيست مگر از خواص نفس قدسي ، بخلاف خلفاى ثلاثة مذكوره ، چه ايشان باتفاق مخبرين اولين وآخرين مشرك بودند ، ومدتهاى مديد در بت‌پرستى ودر أموري كه بحسب عقل صحيح قبيح است بسر مىبردند ، وبعد از آنكه در صدد اين آمدند كه بشرف ايمان مشرف شوند ، بصرف قول جناب مصطفوي ، وبمحض دليل عقلي ايمان نياوردند ، وبتوحيد الهى قائل نشدند ، واز ايشان معجزه خواستند ، وبعد از ملاحظه معجزه ، گردن نهادند وايمان آوردند ، وبعد از آنكه ايمان آوردند ، در أمور دين غلطها مىكردند واعتراف بر آن مىنمودند چنانچه حديث . لولا على لهلك عمر « 1 » اشهر از آنست كه كسى را در آن خلافي باشد ، پس معلوم شد كه استعداد نفوس ايشان در مرتبه بعض أوسط ناس ، كه مرتبه حكماى
هامش
( 1 ) شرح ابن أبي الحديد بر نهج البلاغة ج 12 ص 205 .