تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسائل المختارة — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
طبيعت أو است . وهمچنين مبعوث فرمود ، معلمي ديگر كه در تعليم استحصال كمال ارادى وتفهيم طريق محافظت آن مخطى نباشد ، چه صدور هر چيز از واجب الوجود بر وجه افتقار معلول است ، چنانچه فيما سبق ذكر يافت ، وافتقار معلول كه طبيعت نظام كل است بسوى معلّمى مرجوعست ، كه بتعليم أو بكمال ارادى برسد ، واين كمال با أو باقيماند . وتعليم چنين كمال از معلم مخطى مفقود باشد . پس معلم طريق اكتساب اين كمال ، كه در افراد انساني مسمّى به نبىّ است ، اگر مخطى باشد ، لازم آيد صدور امرى از واجب الوجود لا على وجه افتقار المعلول اليه ، واين خلاف عدالت الهيست ، كه عبارت از موافات نمودن فيض اوست ، مر مقتضيات مستعده را . پس بايد كه معصوم باشد از مراتب صدور خطيئات عمدي وسهوى ، بحسب قواى علمي وعملي وقولي وفعلى ، چنين معلمي حجت تواند بود به نزد عقل واگر جايز باشد كه خطا از وى بوقوع آيد معتمد عليه عقلا نتواند بود ، واين خود موجب فقدان غرض از بعثت انبياست نزد عقل ، واين خود محال است واينكه مىگويند حافظ عصمت أنبيا حفظ حفيظ است عزّ وجلّ ، كه نفوس وقواى ايشان را از ارتكاب خطيئات نگه مىدارد ، گمان نبرى كه منشأ اين حفظ محض اراده حقّ سبحانه وتعالى است . بلى چون در نفوس قدسيّه ايشان استعداد فعليّت خطا از روى اراده مفقود بود ، بنا بر اين ايشان را بوصف عصمت آفريده ، وگر نه شرط صدور أمور از حقتعالى استعدادات ذات ايشان باشد ، بل اگر بمحض اراده حق باشد ، برگزيدن فردى از افراد نوع انسان دون ديگرى ، وباقي داشتن وى در مرتبه عصمت وعدالت تا تبليغ احكام كما هو حقه نمايد ، مستلزم ترجيح بلا مرجّح باشد ، كما لا يخفى . وبعد از تصوير اين مقدمه ، تحرير مىنمايد كه طائفه‌اى بر آنند كه جائز است وقوع خطا وعصيان از پيغمبران وامامان ، وطائفه‌اى بر آنند كه جائز نيست
الرسائل المختارة — صفحة 118 | السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد ) / المحقق الدواني