تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسائل المختارة — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
أول پرسيدم ، كه مرجّح صدور افعال حقّ مر غير تعلق اراده را گرفتم كه تعلق اراده باشد ، اما حدوث تعلق اراده را مرجح چيست ؟ محققين ايشان بدو طريق جواب فرمودند : أول آنكه مرجّح حدوث تعلق اراده ، تواند بود كه حدوث اراده مقدّم باشد بر آن . وعلى هذا القياس . وبدينطريق اگر چه تسلسل لازم آيد اما چون در اعتباريات است تسلسل در اعتباريات وذهنيّات محال نيست . پس از ايشان سؤال كردم كه آيا اين تعلّقات از قبيل اعتباريّات ومخترعات محض‌اند ، يا از قبيل موجودات نفس الامرى ؟ جواب فرمودند كه چون هر تعلّقى در نفس الامر ، مرجّح حدوث تعلّقى ديگر است ، روا نبود كه از جمله مخترعات محض باشد ، پس بر سبيل الزام بايشان گفتم : كه بر تقديرى كه جواب شما تمام باشد بايد كه تسلسل در أمور نفس الأمريّه نزد شما حق باشد وحال آنكه مذهب شما چنين نيست . با آنكه مرا كلامي است حقيق ، در تعليقات تجريد ودر تعليقات عقائد عضديّه ، كه مبطل تسلسل است مطلقا ، چه در أمور خارجي وچه در أمور نفس الامريّه ذهنية . طريق دوم آنكه ، مرجّح حدوث تعلّق اراده ، تواند كه ذات اراده باشد ، وترجيح بلا مرجّح نزد ما محال نيست ، بل محال ، ترجّح بلا مرجّح است ، وچون در اين طريق نيك نگريستم دانستم كه اين جواب يا بر سبيل جهل است اگر ندانستند « 1 » كه ترجيح بلا مرجّح مستلزم ترجّح بلا مرجّح است يا بر طريق عناد است اگر استلزام مذكور را دانسته باشند . پس دل بر مذهب ثاني بستم ، واز تقليد باز رستم . ومنها في حدوث العالم وقدمه - ببايد دانست كه در اطلاقات حكما ومتكلمين لفظ حدوث بر سه معنى است : حدوث ذاتي ، وحدوث دهري ،
هامش
( 1 ) كه نمىدانند . ب .