جريان دليل مذكور .
پس نفس از جواب عاجز آمد ، واز جوش وخروشى كه داشت وچون شعله سركشى مىكرد ، فرو نشست ، واز پاى در آمد ، ومرا چون صورت فانوس خيال « 1 » سرگردان وادى تحير وتفكر نمود . پس دست بكلام هادي المضلّين زدم وبجهت استشفاى مرض حيرت ، فال گشودم .
صورت آية كريمه
( وَجاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ )
« 2 » در ديده رمد كشيده جا نمود ، پس نظر كردم بتفاسير محققين كه در بيان اين آية فرموده بودند ، فهميدم كه حكم آية مذكوره عامّ است مر هر بالغ وعاقل را علما وعملا .
وچون رخصت ضمني در حق اجتهاد يافتم ، پس كتب محققين اشاعره ومعتزله وفلاسفه واماميه وصوفيه وتفاسير وأحاديث مختلفة الرواية را جمع نموده ، راه ديد وبازديد بر ابناي زمان كه غولان طريق يكديگرند بستم . وخود را از لباس هر مذهب عريان ساخته در كنجى نشستم . وخود را مركزى انگاشته پرگار وار بر گرد صفحات صحف مذكوره بر سبيل تسوية النسبة سير ودور مىكردم ، وطريق سلوك مىپيمودم « 3 » ، تا آنكه نقطه آخر دائره بأول رسيد ، واز تتبّع وتصفّح كتب معقوله ومنقوله مستغنى گرديدم ، وأكثر مسائل معقوله ومنقوله را مناقض يكديگر ديدم ، الّا چند مسأله كه بر حقيقت آن أنبياء وأولياء وحكما وعلما وكافّه عقلا را متفق يافتم .
يكى از آن اينست كه ، چون دو قول مناقض بر گوش صاحب هوش گذر كند ، واجب است كه هر يك از آن را راجع بعقل ساخته ، بميزان عقل بسنجد ، پس معنى هر قول را كه موافق حكم عقلي وبرهان يقيني يابد بناى
هامش
( 1 ) . ومرا چون فانوس خيال . ب .
( 2 ) . الحج / 78 .
( 3 ) . وسلوك طريق مىنمودم . ب .