تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسائل المختارة — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
وجوه ترجيح آن را معتقد خود سازد . وقول ديگر را كه نقيض « 1 » اوست مؤوّل ساخته ، راجع به أول كند ، مانند آية ( يد الله . . . الخ ) « 2 » كه بحسب عرف مناقض آية تنزيه است ، واجب است كه مؤوّل سازد بآية تنزيه ، كه عقل صحيح بآن حاكم است ، وهمچنان در أحاديث وروايات ديگر . پس چون اين مسأله متفق عليه را معقول خود كردم ، از سعى خود مشكور گشته همين يك أصل را قانون ساخته ، أصول وفروع خود را درست نمودم وهر خار شبهه كه در پاى دل ريشه دوانيده بود ، از بيخ بركندم ، وتفصيل شبهاتى كه باعث تردّد اين هيچ مدان بود ، بنا بر مسألت والحاح بعضي از عزيزان ، كه در أكثر مسائل معقوله ومنقوله بهنگام مباحثه ومذاكره بچشم انصاف مىديده ، بتحرير در آورده بر سبيل امانت بايشان سپردم ، بعد از اخذ مواثقى كه افشا نكنند ، واهليّت نموده ، از نظر نااهل كه مورد آية كريمه
( وَعَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ )
« 3 » اند پوشيده دارند . چه اين طائفه متعصّبه متكبّره كه اين محبوس سراى سه پنج را با ايشان مشاركت به دين است ، از بقيه آن جماعتند كه بحسب اظهار كلمات قدسيّه حقّه ، با پيغمبران وامامان وحكيمان معاندت نموده اخراج ايشان را از أوطان ، بل مبادرت بر قتل ايشان را ، عين صواب مىدانستند . از نور المبين وهادي المضلّين اميدوار است كه اين رساله كه مسمّى است بنور الهداية موجب مزيد تنوير بصيرت مستبصرين گردد وها أنا أشرع في الشّبهات ودفعها . منها في وجود واجب الوجود عز شأنه العزيز . زيرا كه جمعى را باين اعتقاد يافتم ، كه وجود واجب الوجود زائد است بر ذات وصفات أو وگروهى را بر آن
هامش
( 1 ) . مناقض . ب . ( 2 ) . آل عمران / 73 . المائدة / 64 الفتح / 10 الحديد / 29 . ( 3 ) . البقرة / 7 وعلى بصره غشاوة خ ل الجاثية / 23 .