واز أمثال اين اخبار دانسته مىشود كه اسهاى پيغمبر رحمتي بود از جناب احديّت بر اين امّت مرحومه ، چون نمىخواست كه ايشان در معرض تعيير وتوبيخ در آيند ، بلكه مىخواست كه متسنّن باشند به سنّت پيغمبر ، ودانند كه سهو در نماز را چه نحو تدارك كنند ، فحمدا للّه ثمّ حمدا للّه .
مؤيّد آنچه گفته شد آن است كه در طريق عامّة وخاصّه وارد است كه پيغمبر خدا در معرس خوابيد تا آنكه آفتاب طالع شد ، ونماز صبح از أو فوت شد ، وجمعى كه انكار سهو آن حضرت كردهاند ، انكار انامهء أو نكردهاند - چنان چه شيخ شهيد تصرح به آن نموده - وگفتهاند كه بناى انامه بر مصلحت امّت بوده .
چنان چه در كافى از امام به حق ناطق ، جعفر بن محمّد صادق عليهما السّلام مروى است : إنّ اللّه يحتجّ على العباد بما آتاهم وعرّفهم ، ثمّ أرسل إليهم رسولا وأنزل عليهم الكتاب ، فأمر فيه ونهى ، أمر فيه بالصلاة والصيام ، فنام رسول اللّه عن الصلاة ، فقال : أنا أنيمك وأوقظك ، فإذا قمت فصلّ ، ليعلموا إذا أصابهم ذلك كيف يصنعون ؟ ليس كما يقولون إذا نام هلك ، وكذلك الصيام ، أنا أمرضك ، وأنا اصحّك ، فإذا شفيتك فاقضه ، الحديث . « 1 »
وچون انامه كه مفوّت أصل صلاة است بنا بر مصلحت جائز باشد ، اسها كه در أو تدارك توان كرد ، بنابراين مصلحت جائز باشد به طريق أولى ؛ وحاصل دليلي كه دلالت كند بر عدم جواز اسها عقلا ونقلا ناياب است .
وروايت زراره از حضرت باقر عليه السّلام كه گفت : پرسيدم از آن حضرت كه آيا پيغمبر خدا هرگز سجدتين سهو كرد ؟ فرمود : « ولا سجدهما فقيه » « 2 » با آنكه غير صحيح السند است ، دلالت بر آن كند كه آن حضرت در مدّت عمر شريف سهو كه از شيطان است
و
هامش
( 1 ) أصول الكافي 1 : 164 - 165 .
( 2 ) التهذيب 2 : 350 - 351 .