تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حوزه اصفهان ( رسائل إجالة الفكر للهندي وأجل محتوم ، تجسم الأعمال ، سهو النبي ووحدت وجود للخواجوئي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣

فصل جواب از شبههء صوفيّه

شبهتى در اينجا زحمت دهد وگويد كه حرف در اعمال نيست ، بل كلام در اعتقادات است ، وعامّهء صوفيّهء وحدتيّه را اعتقاد آن است كه واجب الوجود به حقيقت ، نفس وجود مطلق است ، وهر موجودى به حقيقت ، واجب الوجود است .
چه ممكن گردِ امكان برفشاند * به جز واجب دگر چيزى نماند
وگويند : ما را به مكاشفه ومجاهده محقّق شده كه غير ذات حق ، موجود نيست الّا به طريق تخيّل ومجاز ، وتحقيق نزد ما آن است كه شاعر أشارت به آن كرد :
در عالم معرفت چه كردم گذرى * افتاد مرا به راه وحدت نظري
بس طرفه حكايتى ونادر خبري * يك دست وصد آستين دو صد جيب وسرى
اين با آنكه خلاف بديههء عقل است عين كفر والحاد است . گوييم : حال نه بر اين منوال است ، چه محقّقان صوفيّهء ناجيه گويند كه مراد به وحدت وجود آن است كه چون سالك به مقام محو وفنا رسد كه نهايت سفر أو است ، در اين مقام موجودى در نظر أو نيست الّا واجب الوجود ، چه أو در اين مقام از خلق به حق محجوب است ، چنان كه در بدو سلوك از حق به خلق محجوب بود .
هامش
به عربى ودر اينجا به فارسي گزارش شده است .
ميراث حوزه اصفهان ( رسائل إجالة الفكر للهندي وأجل محتوم ، تجسم الأعمال ، سهو النبي ووحدت وجود للخواجوئي ) — صفحة 203 | مجموعة مؤلفين