مستلزم مفاسد بسيار نفرمودهاند ، واين منافاة با اسها كه از رحمت ومبتنى است بر ضربي از حكمت ومصلحت ندارد .
ولهذا عالي حضرات : رئيس المحدّثين محمّد بن بابويه ، ومحمّد بن الحسن بن الوليد ، وثقة الإسلام محمّد بن يعقوب كلينى قائل به اسهاى آن حضرت شدهاند ، ومىنمايد كه حق با ايشان باشد ، چه تأويل اخبارى كه دلالت دارد بر اسهاى آن حضرت - چنانچه در طريق عامّة وخاصّه مذكور است - بىوجه خواهد بود .
وحمل اين اخبار بر تقيّه ، وخصوصا اخبار ابتدائيّه كه معصوم در آن اخبار ، بىسابقهء سؤال ، ابتدأ فرموده بيان نمودهاند - مانند صحيحهء سعيد اعرج - بىوجهتر خواهد بود ، چنانچه بر متأمّل زيرك صاحب هوش مفتوح الكوش پوشيده نيست . فعليك بالتأمّل الصادق مع ملاحظة أطراف الكلام ، والعلم عند اللّه وعند أهله عليهم السّلام .
فصل تحقيقى راجع به عقائد صوفيّه واقسام آنها
راقم حروف گويد : آنچه آخوند مرحوم در أوّل جواب ذكر كرده كه فرقهء صوفيّه ناجيه عمل به ظواهر شرع شريف نبوي صلّى اللّه عليه وآله كنند با آنچه از شيخ ايشان - كه به اعتقاد أو در هر باب أفضل از جميع مشايخ صوفيّه بود - نقل فرموده منافاة دارد ، چه در ظاهر شرع آن حضرت نيست كه چون مؤمن كامل در تشهّد أوّل به مقام حضور رسد سلام گويد ، واز نماز منصرف شود ، ونماز را تمام نكند ، چنانچه از ظاهر جواب شيخ مرحوم ظاهر مىشود .
با آنكه فرق ميان طريقهء فقها كه مبتنى بر ظاهر شرع است ، وطريقهء صوفيّه بسيار