العارف أمين ودائع اللّه ، وكنز أسراره ، ومعدن نوره ، ودليل رحمته على خلقه ، ومطية علومه ، وميزان فضله وعدله ، قد غنى عن الخلق والمراد والدنيا ، ولا مؤنس له سوى اللّه ، ولا نطق ولا إشارة ولا نفس الّا باللّه من اللّه مع اللّه ، فهو في رياض قدسه متردّد ، ومن لطائف فضله متزوّد ، والمعرفة أصل ، فرعه الإيمان « 1 »
مگر آنكه گويند كه مراد شيخ مرحوم به مقام حضور ، مقام قاب قوسين است كه به لسان ايشان عبارت است از ترقّى كردن در جميع صفات احديّت ، وليكن در اين مقام دوئى مرتفع شود ، ومغايرت منتفى گردد ، پس حاضر ومن حضر عنده نباشد ، وسلام وكلام نگنجد .
بايد دانست كه بر اين حديث از راه ديگر هم اشكال مىآيد ، وآن اين است كه سخن أجنبي در اثناى نماز وخصوصا دانسته مبطل نماز است ، پس چگونه پيغمبر وصحابه با اين سخنان بر خواستند ، ونماز را تمام كردند ، واعاده نفرمودند ؟
راقم حروف گويد : از صحيحهء سعيد اعرج چنانچه گذشت معلوم شد كه پيغمبر خدا چون از اين نماز فارغ شد دو سجدهء سهو كرد از جهت حرفى كه در اثناى نماز زد ، واين خالى از اشكال نيست ، خصوصا نسبت به صحابه كه دانسته حرف زدند .
وبرخى از علماى سنّت وجماعت در جواب چنين گفتهاند كه تكلّم كردن در نماز در أوائل اسلام جائز بود ، چنانچه از زيد بن أرقم منقول است كه كنّا نتكلّم في الصلاة حتّى نزلت :
وَقُومُوا لِلَّهِ قانِتِينَ
فأمرنا بالسكون ، وصدور اين كلام از سيّد أنام - عليه وآله السلام - در زماني بود كه تكلّم كردن در نماز منسوخ نشده بود ، لهذا مأمومين با آنكه مىدانستند كه در نمازند ، به خدمت حضرت عرضه داشتند كه ذو اليدين صادق است در
هامش
( 1 ) مصباح الشريعة : 191 باب 91 .