ارشاد ايشان بود تا دانند كه به مجرّد اخبار شخصي به نقصان نماز ، اعتماد بر أو نشايد كرد ، بل لا بدّ است از اخبار جمعى كه از اخبار ايشان علم شرعي حاصل شود .
اين است غايت ترميم وتتميم كلمات صاحب مقامات ومقالات شيخ العارفين شيخ صفى الدين قدّس سرّه .
وفيه ما فيه ، چه در حديث مذكور ، مذكور است كه نماز حضرت چون ناتمام بود لهذا دو ركعت ديگر كرد تا تمام شود ، وإليه أشار بقوله : فقام وأتمّ صلاته أربع ركعات .
وديگر از جواب شيخ مرحوم لازم آيد كه حال مؤمن كامل به اختلاف عدد ركعات نماز مختلف شود در مراتب قرب إلهي ، پس در ثنائيّات زودتر از ثلاثيّات ، ودر ثلاثيّات زودتر از رباعيّات به مقام حضور رسد ، واين خود وجهي به ظاهر ندارد ؛ واز كلام شيخ به غير آنكه مؤمن كامل در آخر نماز به مقام حضور مىرسد نتوان فهميد .
وديگر سلام بر أنبياء مرسلين ، وملائكهء مقرّبين ، وعباد اللّه الصالحين وغير هم هيچ مناسبت يا مقام حضور ندارد تا آنكه گويند كه براي همين كه مناسب حضور ، سلام است ، سلام در آخر نماز مقرّر شده است ؛ پس نكتهاى كه فرمودهاند بىموقع باشد .
وديگر مؤمن كامل وعارف واصل هميشه در ذكر وفكر ، ودائم در طهارت وعبادت ، وپيوسته در محاسبه ومراقبه ، ودر باطن بالكلّيّة متوجّه عالم قدسي ومنزل اصلى خود است ، پس دائما در مقام حضور است ، وبه قدر طرفهء عين ، از عين أعيان ، ومعدن احسان غافل وذاهل نباشد .
چنان كه در كتاب توحيد از امام به حق ناطق ، جعفر بن محمّد صادق عليهما السّلام مروى است : إنّ روح المؤمن لأشدّ اتّصالا بروح اللّه من اتّصال شعاع الشمس بها .
ودر مصباح الشريعة آورده كه حضرت صادق - صلوات اللّه عليه - فرمود : العارف شخصه مع الخلق ، وقلبه مع اللّه ، لو سها قلبه عن اللّه طرفة عين لمات شوقا إليه ،
و
ميراث حوزه اصفهان ( رسائل إجالة الفكر للهندي وأجل محتوم ، تجسم الأعمال ، سهو النبي ووحدت وجود للخواجوئي ) — صفحة 194
مساهمون: مجموعة مؤلفين
ص١٩٤