تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حوزه اصفهان ( رسائل إجالة الفكر للهندي وأجل محتوم ، تجسم الأعمال ، سهو النبي ووحدت وجود للخواجوئي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
وديگر هرچند مناسب حضور آن است كه حاضر ، بر من حضر عنده سلام كند ، ليكن به سلامي كه شايستهء أو باشد ، وپر ظاهر است كه سلامي كه در آخر نماز مقرّر است در اين مقام به غايت ناشايسته وبىربط است ، چه اگر غافلى در حال غفلت گويد : رحمت خدا وبركت خدا بر خدا ، زنان وطفلان بر أو خندند وأو را به جهل وغفلت نسبت دهند . پس چگونه تواند بود كه مؤمن كامل وسيّد فاضل ، بعد از طىّ مراتب قرب إلهي ، ورسيدن به مقام حضور گويد : السلام عليكم ورحمة اللّه وبركاته ؟ ! وجوابي كه از بعض صوفيّه نقل كرده‌اند كه چون حضرت از محو به صحو رجوع فرمود ، سلام بر ملائكة وأنبياء ومأمورين گفت ، نه بر جناب احديّت - جلّت عظمته - وچون ذو اليدين را بر حقيقت حال ، اطّلاعى نبود عرض كرد كه آيا نماز كوتاه شد يا شما فراموش كرديد ؟ حضرت فرمود كه هيچ يك نبود . با آنكه مخالف كلام شيخ است وكلام ما در اين مقام با أو است ، في حدّ ذاته نيز ناتمام است ، ودفع اشكال نمىكند ، چه سلام كردن در اثناى نماز بر ملائكة وأنبياء ومأمومين ، بىموقع وكلام أجنبي ، وخصوصا دانسته ، مبطل ، ومع هذا با تتمّهء حديث ناسازگار است ، زيرا كه چون حضرت مىدانست كه نماز قصر نشد ، وخود سهو نفرمود ، ديگر چه حاجت بود كه از صحابه استفسار نمايد كه آيا ذو اليدين حق مىگويد ؟ وچون تصديق أو كنند برخيزد ودو ركعت ديگر نماز كند وسجدهء سهو به جاى آرد ؟ ! بلكه مناسب اين حال آن بود كه بعد از سلام بدون كلام برخيزد ، ونماز را تمام كند ، نه آنكه بعد از سلام برخيزد وبه جانب چوبى رود ، وبر آن تكيه كند ، مانند كسى كه غضبناك باشد ، وچون از أو پرسند كه نماز كوتاه شد يا شما فراموش كرديد ؟ گويد كه هيچ يك نبود ، وچون ثابت شود كه فراموشى بود برخيزد وتدارك كند . وما در اينجا حديث ذو اليدين را به نحوى كه در طرق عامّة وخاصّه مذكور است به