مناسب است كه سلام گويد ، وچون سيّد عالم در آن روز در تشهّد أوّل به اين مقام رسيد سلام گفت ، وبنا بر اين نه نماز كوتاه شده بود ونه ايشان سهو كرده بودند ، ولهذا در جواب فرمودند كه كلّ ذلك لم يكن ، لازم آيد كه چون مؤمن كامل تند رود در مراتب قرب إلهي ، در أوائل نماز ، بلكه در ركعت أوّل در
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
به مقام عزّ حضور رسد مناسب باشد كه سلام گويد ومنصرف شود ، وچون از أو پرسند كه آيا نماز چهار ركعتي كه خدا قرار داده كوتاه كرد يا شما فراموش كرديد ؟ وأو در جواب گويد كه هيچ يك نبود ، دروغ نگفته باشد ومحتاج به اتمام آن وسجدهء سهو نباشد .
واگر مراد اين است كه سلامي كه حضرت گفت سلام مخرج از نماز نبود ، بلكه چون به مقام حضور رسيد ومناسب حضور سلام بود ، سلام گفت ، وبنابراين قصر وسهو هيچ يك واقع نشد ، لازم آيد كه سؤال حضرت از صحابه كه آنچه ذو اليدين مىگويد آيا حقّ است ؟ وچون به عرض أقدس رسانيدند كه حق است ، بر خواستن ايشان ودو ركعت ديگر نماز كردن تا چهار ركعت تمام شود ، وبعد از آن سجده سهو كردن بىموقع ، بلكه بىمعنى باشد .
وبالجملة ، حاصل حديث چنانچه بيايد اين است كه ذو اليدين عرض كرد كه شما هر روز نماز عصر را بعد از چهار ركعت سلام مىداديد ، امروز كه بعد از دو ركعت سلام گفتيد آيا نماز قصر شد ، ويا شما سهو فرموديد ؟
حضرت فرمود : هيچ يك نبود .
ذو اليدين گفت : يكى از اين دو البتّه بود .
حضرت از صحابه پرسيد كه آيا ذو اليدين حق مىگويد ؟
گفتند : بلى .
پس برخاست نماز را به چهار ركعت تمام كرد .