گوييم : مقاصّه به آلام را مقتول در آخرت از قاتل خواهد كرد ، وقصاص نه حقّ مقتول است ، بلكه حقّ وارث است ، چنان كه اشارهء به آن رفت .
راقم حروف گويد : جواب اين سؤال از وصاياي أرسطو به إسكندر مستفاد مىشود ، آنجا كه گفت : از هرمس أكبر - يعنى إدريس نبي عليه السّلام - به من رسيد كه چون مخلوقى قتل ديگرى نمايد ، ملائكهء آسمان در حضرت بارى ، زارى كنند كه فلان بندهء تو در قتل بندهء ديگر تشبّه به تو كرد .
اگر آن قتل به قصاص باشد ، حضرت حق فرمايد : أو را به حكم من ، به حقّ قصاص كشته ، واگر به ظلم باشد فرمايد : به عزّت وجلال من كه خون كشنده را مباح فرمودم .
پس ملائكة در تسبيح واستغفار ، دعاى بد بر أو كنند تا زماني كه به قصاص رسد ، واين بهترين حال أو باشد ، واگر خود نميرد نشانهء غضب خدا باشد ، چه به عذاب مديد وعقاب شديد واصل شود .
طريق استفاده آن است كه از اين كلام حكمت نظام ، به فهم مىآيد كه علّت در قصاص قتل به ظلم ، تشبّه بنده است به حضرت بارى ، در اهلاك نفس محترمه ، چه اهلاك حيوانات ، مخصوص به حق است ، مگر آنكه ديگرى را در اهلاك مرخص نمايد ، همچون صورت قصاص .
وبرخى كريمهء
لَوْ كانُوا عِنْدَنا ما ماتُوا وَما قُتِلُوا
« 1 » را كه جناب احديّت از مخالفان در مقام توبيخ ايشان نقل فرمود ، دليل بر صحّت مذهب أبو هذيل دانستهاند ، وبر خبير بصير پوشيده نيست كه اين نقل مؤيّد اين مذهب ، چه جاى آنكه دليل بر آن باشد نمىتواند بود ، فتأمّل .
هامش
( 1 ) آل عمران : 156 .