تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حوزه اصفهان ( رسائل إجالة الفكر للهندي وأجل محتوم ، تجسم الأعمال ، سهو النبي ووحدت وجود للخواجوئي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
ديگرى نداده ، توقّف فرموده ، چه تعيين أبو هذيل به موت در آن وقت ، چون يقين كثير از معتزله به حيات بعد از آن وقت ، چون مستند به دليلي نيست اعتماد بر آن نشايد كرد . وحاصل آنكه در اين مسأله ، از متكلّمين وغيرهم دليلي كه شايد وبايد به نظر نرسيده ، واز اخبار وآثار منقوله از ائمّهء أطهار ، چيزى كه متعلّق به اين مسأله باشد به خاطر فاتر نمانده است ، وليكن ظاهر آيهء وافى هدايه ، وآنچه در طىّ مباحثات سابقه سمت ذكر يافت ، افادهء بقاء مقتولين مىكند بر تقدير عدم قتل . ودور نيست كه گويند : براي مقتول ، دو اجل ، مقرّر شده : محتوم كه قابل تغيير نيست ، وموقوف بر شرط ، مثلا مقرّر شد كه عمر عمرو شصت سال باشد ، به شرط آنكه زيد أو را قتل نكند ، وچون زيد أو را قبل از شصت سال ، قتل كند عمرش پنجاه سال باشد مثلا ، واگرنه آنكه زيد أو را قتل مىكرد ، عمرش شصت سال مىرسيد . وحاصل ، آدمي را دو اجل مىباشد : محتوم وموقوف ، در اجل محتوم ، تقديم وتأخير واقع نمىشود ، چنان كه در اجل موقوف - وآن را اجل مسمّى نيز گويند - در أو تقديم وتأخير به واسطهء صدقه ودعا وصلهء أرحام وساير وجوه برّ ، وترك اينها واقع مىشود ، وكوتاهى ودرازى ، وزياد ونقصان عمر از اينها حاصل آيد . مثلا به صدقه وصله ، عمر آنكه سى سال نوشته شد محو كنند وشصت سال ثبت نمايند ، پس در اجل مسمّى بدا راه يابد ، وبه خيرات ومبرّات ، وترك آنها زائد وناقص شود ، چنان كه در آيات وروايات وارد شده . قال اللّه تعالى :
ثُمَّ قَضى أَجَلًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ
« 1 » وقال الصادق عليه السّلام : الأجل المقضي هو المحتوم الّذي قضاه اللّه وحتمه ، والمسمّى هو
هامش
( 1 ) سورهء انعام : 2 .
ميراث حوزه اصفهان ( رسائل إجالة الفكر للهندي وأجل محتوم ، تجسم الأعمال ، سهو النبي ووحدت وجود للخواجوئي ) — صفحة 173 | مجموعة مؤلفين