ثمّ قال : لا بدّ من أن يرجع حتّى يذوق الموت . « 1 »
يعنى : مردى به خدمت حضرت باقر عليه السّلام عرض كرد : آنكه كشته شد آيا مرده است ؟
فرمود : نه ، موت ، موت است وقتل ، قتل است ، يعنى موت وقتل غير هماند .
آن مرد گفت : هركه كشته مىشود به يقين مرده است .
حضرت فرمود : گفتهء خدا راستتر است از گفتهء تو ، خدا در قرآن ميان موت وقتل فرق كرد ، آنجا كه فرمود :
أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ
وفرمود :
لَئِنْ مُتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ
موت وقتل را مقابل يكديگر ذكر فرموده ، ومتقابلان ، متغايرانند .
راقم حروف گويد : از اين روايت هرچند فهميده مىشود كه ميان موت وقتل فرق است ، امّا فهميده نمىشود كه به چه چيز فرق است ، وظاهر سياق كلام سائل ، مفيد آن است كه أو منكر أصل فرق نبود ، چه آنچه از اين سياق به فهم مىآيد آن است كه سائل پنداشت كه نسبت ميان موت وقتل ، عموم مطلق است . لهذا گفت : ما أحد يقتل إلّا وقد مات ، موت را اعمّ ، وقتل را أخص پنداشت .
حضرت اشاره فرمود كه بينهما تباين كلّى است ، موت ، قتل وقتل ، موت نيست ، ولهذا فرمود : نه چنان است كه تو پنداشتى كه هر قتلى موت ، است الموت موت ، والقتل قتل .
سائل گفت : خداى تعالى مىفرمايد : هر نفسي چشندهء شربت موت است
حضرت فرمود : آنكه كشته شد شربت موت را نچشيد ، وليكن ناچار به دنيا برگردد تا شربت موت را بچشد .
ونيز از آن حضرت مروى است : « من قتل ينشر حتّى يموت ، ومن مات ينشر حتّى
هامش
( 1 ) تفسير عيّاشى 1 : 202 ، ح 160 .