مباح است ، بلكه كشتن ايشان ثواب عظيم دارد .
ريش شان پر ز ياد وفرمان نه * ابرشان پر ز رعد وباران نه
فتنهء شاهدند وشمع « 1 » وسرود * عامي كور زير چرخ كبود
پارسا صورتان مفسد كار * باز شكلان وليك موش شكار
رشته باشد ز بهر ماليدن * دل تهى وچه ناى ناليدن
مردهء شهوتاند كشتهء آز * آستينكوتهان دست دراز
به جدل كوثر وبه دل ابتر * به سخن فربه وبه دين لاغر
همه از رأى بندگى به درند * چون خران سال ومه به خواب وخورند
همه در علم ، سامريوارند * از برون موسى ، اندرون مارند
دانشت هست كار بستن كو * خنجرت هست صف شكستن كو
علم دانى عمل نه ، دان كه خرى * بار گوهر برى وخاك خورى
چهارم : اباحيّه ،
ومذهب ايشان آن است كه گويند : خير وشر هر دو به تقدير خداست ، ومعصيت وثواب هر دو از أو صادر است ، وگويند : ما را اختيار نيست ؛ امر به معروف ونهى از منكر در اين مذهب باطل است ، وخوردن مالهاى مردم وفرجها بر خود حلال دانند ، وگويند : ظنّ وگمان هر دو حجاب است .
واين طايفه بدترين خلايقاند ، ومستوجب لعنت .
وغزالى بعد از ايراد كلامي گفته كه :
كامل آن است كه جامع باشد ميان ظاهر وسرّ ، وهو المعنيّ بقولهم : الكامل من لا يطفئ
هامش
( 1 ) محقّقان صوفيّه شمع ، نور اللّه را گويند كه در قنديل دل سالك افروخته باشد ، وشاهد ، تجلّى حق را گويند ، وتجلّى عبارت است از آنچه ظاهر شود بر قلوب . « منه » .