في الصلاة إلى أن ورمت قدماه . وكان أمير المؤمنين علي عليه السّلام الّذي إليه تنتهي سلسلة أهل العرفان يصلّى كلّ ليلة ألف ركعة ، وهكذا شأن جميع الأولياء والعارفين ، كما هو في التواريخ مسطور ، وعلى الألسنة مشهور ، « 1 » انتهى كلامه . « 2 »
دوّم : اوليائيه ،
مذهب اين طايفه آن است كه گويند : چون بنده به درجهء ولايت رسيد با خدا شريك شد ، وولايت را مجرّدى دانستهاند وبىخان ومانى ، واين مرتبه را از مرتبهء نبوّت زيادتر دانستهاند .
واين گمراهى عظيم است ، با آن كه در معنى ولايت غلط كردهاند ، چه ولايت نزد محقّقان عبارت از قيام عبد است به حق در حالت فناى از خود ، وولى آن است كه فانى شده باشد از خود تا باقي شود به حق .
سوّم : شمراخيه ،
ومذهب اين طايفه آن است كه گويند : چون صحبت قائم شود ، وحالت در كلّهها در آيد ، امر ونهى باطل شود ، وآواز سازها وطبل وطنبور وآلات محرّمات ، واكل حرام وشرب خمر ومسكرات ، وآنچه در شرع نهى بود بر خود حلال ومباح دانستهاند ، وگويند : زنان ما مثل رياحيناند ، بوييدن آن بر خاصّ وعام مباح است .
واين فرقه به صورت صلاح در عالم مىگردند ، وخون ايشان هدر ، ومال ايشان
هامش
( 1 ) أربعين شيخ بهائى : 19 ، حديث دوم .
( 2 ) قيام در ليل ، وصيام در نهار ، وتعب دادن نفس در كثرت عبادات وبندگى وطاعات از جملهء صفات عارفين است . وبسا باشد كه برخى از مردم توهّم كنند كه چون عارف به درجهء وصول رسد بىنياز از طاعات وعبادات شود ، واين محض توهّم وخيال باطل است ؛ چه اگر احدى از بندگى وعبادت خداى - عزّ وجل - بىنياز شدى بايستى كه سيّد مرسلين واشرف واصلين بىنياز شود ، وحال آن كه در اخبار وآثار آمده كه آن حضرت آن قدر ايستادگى در نماز كرد كه پشت پاى مباركش ورم كرد ، وحضرت أمير المؤمنين عليه السّلام كه سلسلهء عارفين وأولياء كاملين به أو منتهى مىشود در هر شب هزار ركعت نماز مىكرد ، وحال جميع أصفياء وأولياء بر اين منوال بوده ، چنان چه در تواريخ مسطور ، ودر السنة وأفواه مشهور است .