شده ، به قدر سر مويى از احكام وحدود تجاوز ننمودهاند ، وساير گروه وطوايف از أهل ضلالتاند ، كه خود را منسوب به ايشان داده ، ايشان را چون خويشان بدنام كردند .
گروهى نيك نامى بردن از عشق * گروهى عشق را بدنام كردند
اوّل : جليسيّه ،
مذهب اين طايفه آن است كه گويند : چون بنده به درجهء معرفت أشياء رسيد ، دوستى خداى - عزّ وجلّ - در أو پيوست ، واز دوستى ديگران خود را بريد ، قلم تكليف از وى برخاست ، خطاب امر ونهى از أو برداشته شد .
اين گروه عورت نپوشند ، واين زندقة است . واين طايفه محض گفتارند وايشان را فعلى نيستند . پس بايد كه طالبان وسالكان از ايشان بپرهيزند تا به ورطهء كفر وضلالت نيفتند .
علّامهء حلّى رحمه اللّه در نهج الحق وكشف الصدق آورده كه :
من وقتي در كربلاى معلّى بودم ، جمعى از صوفيّه را ديدم كه نماز مغرب گزاردند مگر شخصي از ايشان كه نماز نكرد ، چون ساعتي گذشت نماز عشا كردند وآن مرد همچنان نشسته بود ونماز نمىكرد ، من پرسيدم كه اين مرد چه عذر دارد كه نماز نمىكند ؟
گفتند : أو را چه حاجت به نماز است وقد وصل ، أيجوز أن يجعل بينه وبين اللّه حجابا ؟
فقلت : لا .
قالوا : الصلاة حاجبة بين العبد والربّ . « 1 »
وشيخ بهاء الدين در كتاب أربعين در مقام تعداد صفات عارفين وسمات اولياى كاملين گفته :
وثالثها : إتعاب النفس في العبادات بصيام النهار وقيام الليل ، وهذه الصفة ربّما توهّم بعض الناس استغناء العارف عنها ، وعدم الحاجة إليها بعد الوصول . وهذا وهم باطل ؛ إذ لو استغنى عنها أحد لاستغنى عنها سيّد المرسلين وأشرف الواصلين ، وقد كان يقوم
هامش
( 1 ) نهج الحق وكشف الصدق : 59 - 58 .