تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 745

مساهمون:

ص٧٤٥
و آلات آفرينندهء آنها براى خردها آشكار گرديده ( شناخته شده ) و هم با آنها از ديدن چشمها امتناع كرده ( زيرا اگر ديده شود به ادوات و آلات ماند ، و مانند آنها نو پيدا شده و نيازمند به غير است ) 7 و آرامش و جنبش بر او جارى نمى شود ( نمى توان گفت در جائى مانده يا به جائى رفته ) و چگونه آنچه را ( در مخلوقات ) قرار داده بر او قرار مى گيرد ، و آنچه پديد آورده در او پديد آيد و آنچه احداث كرده در او حادث شود كه در اين هنگام ( بفرض اينكه سكون و حركت بر او جارى شود ) ذات او ( به زياده و نقصان يعنى حركت و سكون ) تغيير يابد ، و كنه او جزء پيدا مىكند ( زيرا متّصف به حركت و سكون جسم است و هر جسم مركّب و مركّب داراى اجزاء مى باشد ) و حقيقت او از ازلىّ و هميشگى امتناع مى ورزد ( زيرا هر جسمى حادث است ) 8 و چون ( در جنبش و آرامش ) جلوه‌اى براى او يافت شود براى او پشت سر هم خواهد بود ( پس مبدا نمى شود در صورتى كه واجب مبدا المبادئ است ) و چون نقصان لازمهء آن باشد طالب تمام گرديدن مىشود ( و بر واجب درخواست تماميّت محال است ) و در اين هنگام ( اگر حركت و سكون در او يافت شود ) نشانهء مخلوق در او هويدا مى گردد ، و ( مانند سائر مصنوعات ) دليل بر وجود صانعى خواهد بود پس از آنكه همهء اشياء دليل بر هستى او هستند ، و پس از آنكه ببرهان امتناع و محال بودن دور است از اينكه در او تأثير كند چيزى كه در غير او ( ممكنات ) تأثير مىكند .