تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
( زيرا علم او عين ذاتست و علم غير او زائد بر ذات و نيازمند به آموختن از غير تا منتهى گردد بعلم حقّ تعالى ، پس عالم مطلق او است و بس ) و هر قادر و توانائى غير او ( در بعض امور ) توانا است و ( در بعض ديگر ) ناتوان ( و اين دليل بر امكان است ، پس قادر حقيقى او است كه قدرت عين ذات او و مبدأ قدرت و هر قادر و توانائى است ) ( 3 ) و هر شنونده‌اى غير او را آوازهاى بسيار بلند كر مى گرداند و آوازهاى آهسته و دور را نمى شنود ( زيرا شنوايى غير او بتوسّط قوهّء سامعهء جسميهّ است و آن قوهّ داراى شرايطى است كه اگر آن شرائط موجود نباشد صدايى نشنود ، مثلا بسيار آهسته و دور و يا بسيار بلند نباشد كه باعث اختلال آن قوهّ گردد و مانع شنوايى باشد ، و ليكن چون شنوايى خداوند متعال بذاته و بدون آلت است ، لذا همهء صداها : آهسته و بلند و دور و نزديك پيش او يكسان و آشكار و نمايان است ، پس سميع مطلق و شنواى حقيقى او است ) و هر بينائى غير او از ( ديدن ) رنگهاى پنهان ( مانند رنگها در تاريكى ) و از ( ديدن ) اجسام لطيفه ( مانند ذرهّ‌ها ) نابينا است ( زيرا بينائى هر كس بتوسّط قوهّء باصرهء جسميهّ است كه آن قوهّ داراى شرايطى است ، و ليكن خداى تعالى بكنه ذات و بدون آلت بينا است ، پس همهء اشياء : آشكار و نهان پيش او يكسان است ) و غير او هر آشكارى پنهان نيست و هر پنهانى آشكار نيست ( پس او هم آشكار و هم پنهان است : آشكار است از جهة اينكه از روى آثار و علامات بر هيچكس پنهان نيست ، و پنهان است از جهة اينكه محال است و نمى شود كنه ذاتش را درك نمود ، او است خداوندى كه ) ( 4 ) مخلوقاتش را نه براى تقويت سلطنت و پادشاهى آفريده و نه براى ترس از پيشآمدهاى روزگار ( كه مبادا روزى محتاج شود ) و نه براى يارى خواستن ( بر دفع ) همتائى كه با او نزاع كند ، و نه براى جلوگيرى از غلبه و فخر و مباهات شريك و ضدّ ، بلكه ( آفريدگان ) مخلوقاتى هستند پرورده شده ( به نعمتهاى او ) و بندگانى ذليل و خوار ( در مقابل حكم و مشيّت او ) ( 5 ) در چيزها حلول نكرده تا گفته شود در آنها است ( زيرا حلول در شى ء مستلزم جسميّت و امكان است ) و از هيچ چيز دور نگشته تا گفته شود از آنها جدا است ( زيرا به همهء اشياء احاطه دارد ) ( 6 ) آفريدن آفريدگان و تدبير و اصلاح حال آن او را خسته و وامانده نگردانيد ، و در آفريدن اشياء ناتوان نگرديده ، و در آنچه حكم نموده و مقدّر فرموده شبهه‌اى بر او دست نداده ، ( 7 ) بلكه حكم او حكمى است استوار و علمش پايدار و امرش ثابت و برقرار ، ( 8 ) و بندگان او با وجود عقوبتها و خشمهاى او به او اميدوارند ( زيرا ملجأ و پناهى جز او ندارند ) و با وجود نعمتها و بخششهايش از او هراسانند ( كه مبادا كارى كنند كه به عذاب گرفتار شوند ) .