أعانت ناقصين بايد باشد كه با كمال حذاقت ، معالجهء اين مرضى وامراض مهلكه آنها را بنمايد وچنان چه مريضها به سوء اختيار خودشان ، رجوع به آن طبيب كامل نكردند وعلاوة ، اجتماع بر هلاكتش نمودند ، پس مقتضاى حكمت كامله اين نيست كه آنها را مجبور بر استعلاج نمايد وتفضّل الهى اقتضاء نمود كه شخص آن حضرت از مردم مستور باشد تا نتوانند در هلاكتش بكوشند ووجودش باقي باشد كه فائدههاى ممكنه از وجود مستورش بر آن مترتب شود ويكى از آن فوائد اين است كه در باطن وساطت مىنمايد ميانهء حق تعالى وموجودات نورية كه مؤيّد أنبياء واولياءاند وعلماء عاملين وفقهاء متّقين در إفاضات علوم ومعارف حقّه واز اين جهت ، بيانات حقّه از علماء همان بيان آن وجود مقدس است ودر أموري كه لازم است دفع فسادى نمايد يا امر پوشيده را اظهار دارد ، قيام به آن كند واگر چه به ورود در مجامع واظهارات لازمه باشد ؛ به طورى كه أو را نشناسند ولكن كلمات أو را به واسطه تماميت وتأثير آن قبول كنند واين هم مسلّم است ، چنانكه مرئوسين ورعايا بدانند رئيس وسلطان آنها شخصا به لباس مبدّل وطورى كه نشناسندش ، در مقام رسيدگى به امورات است ، اهتمام ومواظبت آنها در آن چه به آن مأمورند ، بهتر وبيشتر خواهد بود ورفع اين استبعاد كه چگونه در ميان مردم مىباشد وكسى آن را نشناسد ، به تأمل در حال حضرت يوسف عليه السّلام وبرادرانش كه مدتي أو را ديدند وبا أو مكالماتى نمودند وتا زماني كه خداوند متعال آن حضرت را به آنها نشناساند ، نشناختند ، خواهد شد .
واما به تحديد وتعيين زمان ظهور ، چنان چه در بعضي عبارات ورموزات است ، به هيچ وجه اطمينان واعتباري نيست ، بلكه گذشته از اخبار واردهء بر بطلان تحديد ، اخبار متواتره بر مظلوميت انتظار فرج در هر زمان ودعاء به تعجيل در آن ، منافى با معيّن نمودن زمان ظهور است ، وبرخى از نكات پنهان داشتن علم قيامت كه
إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكادُ أُخْفِيها
« 1 » وآن بودن مردمان است در مقام توبه وانابه واشتغال به اعمال شايسته واحتراز از بدىها در هر زمان وأداء حقوق خلقية وإلهية وكناره نمودن از تعويق حقوق وديون وغير اين أمور در مخفى بودن اين امر است ، با اين كه علائمى هم كه در اخبار براي وجود مقدّس حضرت امام عصر - عجّل اللّه تعالى فرجه - متواتر است ، كه از جمله آنها نازل شدن حضرت عيسى عليه السّلام وزنده شدن
هامش
( 1 ) . طه ( 20 ) آيهء 15 .