پس چنان چه در تحصيل نصوص وارده صرف نظر از رجوع به كتب اثناعشريه شود ، طريق محكم ومنحصر رجوع به كتب عامّه واخبار آنها مىباشد كه قطعا ويقينا اعمال غرضى در ذكر اين نصوص نسبت به آنها متصور نيست وچون رجوع به كتب أعاظم وأكابر آنها نموديم ، نصوص كثيرهء از حضرت خاتم أنبياء صلّى اللّه عليه وآله بر أئمة عليه السّلام اثنا عشر يافتيم .
واين نصوص سه قسمند :
قسمي كه به وجه اجمال وبدون تعيين أسماء ، بيان وجود امام مىكند ، مثل « من مات ولم يعرف إمام زمانه مات ميتة الجاهليّة » وقسمي كه تعيين عدد ونسبت امام مىنمايد مثل « يكون بعدي اثنا عشر أميرا كلّهم من قريش » وقسمي كه به وجه تفصيل ، أسماء وانساب وألقاب وأمور ديگر راجع به آنها را بيان مىنمايد .
وبعد از متواتر بودن اين نصوص در نزد اثنا عشريه وموافقت عامّه كه غرضى در اين مقام ندارند با آنها ، واجماع امّت بر معصوم نبودن پيشوايان عامّه ، وقلّت عدد ساير فرقههاى اماميه واختلاف آنها واحتمال اغراض فاسده ، به حكم عقل واجب است كه به امامت تمامت أئمة اثنا عشر معتقد شده واكتفاء به بعض از آنها يا تعدى از آنها ننمائيم . والسّلام على من اتّبع الهدى .
وچون بناى اين رساله بر اختصار است ونصوص واردهء در شأن ائمهء اثنا عشر را از حضرت خاتم أنبياء صلّى اللّه عليه وآله به مقدار كافى از كتب أكابر وأعاظم عامه در رساله تذكره الغافلين وخاتمهء آن مشروحا ذكر نمودهايم وتعدادى از آن كتابهاى عامه در همين بلد موجود است وملاحظه آن سهل است ، اين رساله را به ذكر نمودن آن نصوص طولانى نكرديم ، مگر معدودى را كه در حواشي « 1 » اگر چه بناى عدهء از جهّال اين عصر بر اين است به جز رجوع به كلمات غير مفيده وافسانههاى مجعوله ، توجّه به غير آن ننمايند وعمر گرانمايه را در أمور غير مهمّه به مصرف رسانند وچون رجوع به معارف دينيه ندارند ، به شنيدن چند كلمه گمراهكننده از مفسدين بىعقيدت در وادىهاى ضلالت افتاده وحيران مىمانند .
قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً
« 2 »
هامش
( 1 ) . حواشي چاپ اوّل منظور است .
( 2 ) . كهف ( 18 ) آيهء 103 .