با تأثير وجود مقدّس نبوي را تجديد نمايد وتمامت صفحهء ارض را به نور اسلام وعدل منور فرمايد .
وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ إِنَّ فِي هذا لَبَلاغاً لِقَوْمٍ عابِدِينَ
. « 1 »
پس صرف دعوى رتبت ومقام يا ظهور كرامتي از مثل مردان خدا كه مقرون به دعوى مقامي نباشد ، دليل بر نبوت ورسالت نخواهد بود ومخالفت با عدل وحكمت بالغه نباشد وبر حضرت حكيم - عزّ اسمه - لازم نيست كه دفع اظهار هر باطل بىحجّت ظاهر الفسادى را بنمايد ، بلكه آنچه در عدل وحكمت كامله لازم است ، اين است كه به كذّابين ومفسدين معجزات وأمور خارجه از طوق نوع بشر يا غير آنها عنايت نفرمايد وبا اين كه قوّه عاقله ومميّزه در مردمان قرار داده وعلماى مروّجين آثار شريعت حضرت خير الأنام صلّى اللّه عليه وآله را كه بيانات آنها بيان آن وجود مقدس واوصياى گرامش هست ، در ميان آنها گذاشته ، تا اثبات بطلان اين مذاهب را در غايت وضوح وبه براهين ظاهره قاطعه شرح دهند .
با اين حال ، چنانچه كسى به سوء اختيار خود ، حق را ترك نموده وجهت هوا وحيوانيت را بر جهت عقليت ترجيح داده وأموري را كه نه خودش صحت آن را يافته ونه عاقل كاملى اعلام به درستيش نموده ، بلكه جملهء دانشمندان نهى وتحذيرش نمودند ، پيروى نمايد ؛ از حكمت كامله نيست كه به عنف وجبر همچو شخصي را به طريق مستقيم شريعت بكشاند وهيچ دليلي قائم بر اين مطلب نشده ، بلكه براهين قاطعه بر بطلان جبر ، چنانچه در رسالهء قصد السبيل جملهاى بيان نموديم ، حاكم به خلاف اين امر است .
من آنچه شرط بلاغ است ، با تو مىگويم وبا نهايت اطمينان خاطر وقوّت قلب كامل ، اين كلام فاضل تامّ را درج مىنمايم كه :
وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ
و
قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ
. « 2 »
هامش
( 1 ) . أنبياء ( 21 ) آيهء 105 - 106 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيات 23 - 24 وأعراف ( 7 ) آيهء 43 .