يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَلا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّما يَدْعُوا حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَّعِيرِ
« 1 »
وپيداست كه فرقهها وطريقهاى أقوام ضالّهء مضلّه ، چون شعبهها وفرعهاى جهل وشقوق راههاى خارجه از طريق هدايت وصواب وتوجهات به تعينات باطله وخيالات زائله مىباشد ، به اين جهت متعدد وبسيار است ؛ چنان چه در أحاديث واخبار عديده وارد شده كه در أمت حضرت خاتم صلّى اللّه عليه وآله غير از يك جماعت ومردمانى كه بر طريقهء قرآنيه وشيوه وروش أهل بيت عصمت وطهارت ثابت بمانند ، هفتاد ودو فرقه باطله خواهند بود كه از أصل دين واسلاميت مختلف شوند ؛ با اين كه ظاهر اين أحاديث واخبار ناظر به كساني است كه دوام شريعت محمديه را مسلم داشته باشند واختلاف در ساير أصول مثل صفات صانع يا خصوصيات معاديه نمايند ، نه اشخاصى كه به كلى خارج از اسلاميت شده ودر مقام انكار نبوت مطلقهء ابديهء حضرت خاتم الأنبياء ، محمد بن عبد اللّه صلّى اللّه عليه وآله برآمده وانحراف از دين حنيف را اختيار نمايند ؛ ليكن آنچه شيوهء امروزهء مجموع فرقههاى مضلّه است ، چه اشخاصى كه از ربقهء اسلام مرتدّ شده باشند وچه كساني كه متشبّثند به اسلام ومنكر بعضي ضرورياتند ، خارج نيست از آنچه ذكر نموديم ويا از اين كه متمسك شوند به اظهار كلماتي چند كه از مسفورات حكماء راسخين ومرقومات عرفاء شامخين به دست آورده وفقط آن ألفاظ منقوله را بدون فهم معاني ومقاصد ضبط نموده ودر مكتوبات ضالّهء مضلّه خودبهخود تشتّت مندرج كرده وتأويلات مجعوله ومهملات غير مرتبطه اختراعيه واكتسابيه از هممسلكهاى خود را كه فساد آنها نزد أصاغر از دانشمندان پيدا وغنىّ از بيان است ، در ذيل آن كلمات درج نموده وبه ذكر لفظ گل وبلبل ونغمه وشاخسار در مقام صحّت آن مندرجات مكذوبه برآمده وزنان بىعصمت معلوم الحال معروف الاعمال را مبلّغ ولسان مبين خود قرار داده وجهّال شهوتپرست إبله را به تطميع مال ومقامات دنيوية وساير اموراتى كه متداول ومعمول دارند ، در دام تزوير گرفتار نموده ودعوت به راه ضلالت ومقصد باطل وعادت زشت كرده وهمچو توهّم نمودهاند كه به اين حيل ومكرها مىتوان معارف ثابته وأمور حقهء واقعيه را تغيير
هامش
( 1 ) . فاطر ( 35 ) آيهء 5 و 6 .