مردمان بد اخلاق را تعليم وتربيت فرموده ؛ وچه مقدار معارف متعلقه به مبدأ ومعاد وحال اوّليهء عالم وتواريخ أنبياء سابقين وأمم سالفه را به درستى وصحت بيان فرموده ، كه هيچ يك از مورّخين وعلماء أهل كتاب نتوانستند مورد طعن وملامتش قرار دهند ؛ وچه اندازه تأسيس احكام متقنه نموده كه حكم ومصالح وفوائد كوچكتر آنها را از جهت تأكيد شرعي ، از قبيل مستحبّات ومكروهات ؛ بيانات كثيره وعقول دقيقه قاصر از بيان وعاجز از وصول به آنهاست ودر هر حكمي مصالح كثيره مشهود حكما واطبّاء ومشرّحين سابقين ولاحقين شده وچه ميزان در مقام تدبير حروب وسوق عساكر وفتح بلاد برآمده وچه اندازه مواظبت بر عبادات كثيره از صلات وصوم وافعال حجّ وتعليم جزئيات آنها وعبادات شاقّهء مختصّه به خود داشته وچه دستورهاى صحيحه در سياست مدن وترتيب معاشرات واعمال وافعال كليه وجزئيه وبيانات وافيه كافيه در مواعظ حسنه وترغيب به كارهاى شايسته وجزاء وآثار اعمال حسنه وسيّئه مقرر داشته وانتشار داده كه ملاحظهء كتاب آسمانى وأحاديث مرويّه از آن حضرت صلّى اللّه عليه وآله وتواريخ اسلامى به خوبى درستى وراستى اين مطالب را مىرساند وبا آن همه أعداء كثيره ودشمنان پركينه هيچ گونه خوفي از مكر وصدمات آنها نداشته ونهايت استقامت وجدّيت را در طريقه وشريعت إلهية معمول داشته وبا كمال اطمينان خاطر وقوّت قلب ، برترى وغالبيت بيانات حقّه وبراهين تامّهء واضحهء خود را بر تمام أديان واظهارات آنها ونصرت بر مجادلين ومخاصمين را به مرّات عديده اظهار فرموده ، گاهى به لسان
فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ
« 1 » وگاهى به عبارت
إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا
« 2 » وزماني به تعبير
وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ
« 3 » ، با اين كه ابدا در مقام درس خواندن برنيامده وكتابي قرائت ننموده بود ودر همان كتاب آسمانى كه متداول در دست أهل بلد وزمانه ومعاصرينش بوده ، اين امر را درج فرموده وعلنا اظهار كرده :
وَما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَلا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ
« 4 »
ويقين است كه چنان چه در مقام تعلّم برآمده بود ، معاندينش بطلان اين دعوى را به درجهء
هامش
( 1 ) . حج ( 22 ) آيهء 52 .
( 2 ) . مؤمن ( 40 ) آيهء 51 .
( 3 ) . مائده ( 5 ) آيهء 67 .
( 4 ) . عنكبوت ( 29 ) آيهء 48 .